مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٦ - چرا داستان « افک » خیر بود؟
آن منافقینی که این داستان را جعل کرده بودند، آنچه برایشان- به تعبیر قرآن- ماند «اثم» بود (اثم یعنی داغ گناه). داغ گناه روی اینها ماند و تا زنده بودند، دیگر اعتبار پیدا نکردند [و همه میگفتند:] شما همان منافقهایی هستید که آن داستان را جعل کردید. این یک فایده.
فایده دوم: گفتیم که سازندگان داستان، این داستان را آگاهانه جعل کردند نه ناآگاهانه، ولی عامّه مسلمین ناآگاهانه ابزار این «عُصبه» قرار گرفتند. اکثریت مسلمین با این که مسلمان بودند، با ایمان و مخلص بودند و غرض و مرضی نداشتند، بلندگوی این «عصبه» قرار گرفتند ولی از روی عدم آگاهی و عدم توجه، که خود قرآن مطلب را خوب تشریح میکند.
این یک خطر بزرگ است برای یک اجتماع که افرادش ناآگاه باشند. دشمن اگر زیرک باشد خودِ اینها را ابزار علیه خودشان قرار میدهد: یک داستان جعل میکند، بعد این داستان را به زبان خود اینها میاندازد تا خودشان قصه و حرف و سخنی را که دشمنشان علیه خودشان جعل کرده بازگو کنند. این علتش ناآگاهی است و نباید مردمی اینقدر ناآگاه باشند که حرفی را که دشمن ساخته، ندانسته بازگو کنند؛ این یکی میگوید چنین حرفی را شنیدهام، دیگری میگوید من هم شنیدهام، و همین طور. اینها نمیدانند حرفی که دشمن جعل میکند وظیفه شما این است که همان جا زیرپایتان دفنش کنید. اصلًا دشمن میخواهد این حرف بین مردم پخش بشود. شما باید دفنش کنید و به یک نفر هم نگویید، تا به این وسیله با توطئه [١] سکوتْ نقشه دشمن را نقش بر آب کنید [٢].
[١]. [به معنی نقشه][٢]. مثلًا زمانی شایع بود و شاید هنوز هم در میان بعضیها شایع است و یک وقتی دیدم کسی میگفت: شنیدهام این فلسطینیها ناصبی هستند. «ناصبی» یعنی دشمن علی علیه السلام. ناصبی غیر از سنّی است. سنّی یعنی کسی که خلیفه بلافصل را ابوبکر میداند و علی علیه السلام را خلیفه چهارم میداند و معتقد نیست که پیغمبر شخصی را بعد از خود به عنوان خلیفه نصب کرده است؛ میگوید پیغمبر کسی را [به خلافت] نصب نکرد و مردم هم ابوبکر را انتخاب کردند. سنّی برای امیرالمؤمنین احترام قائل است، چون او را خلیفه و پیشوای چهارم میداند و علی را دوست دارد. ناصبی یعنی کسی که علی را دشمن میدارد. سنّی مسلمان است ولی ناصبی کافر و نجس است. ما با ناصبی نمیتوانیم معامله مسلمان بکنیم. حال یک کسی میآید میگوید: شنیدهام این فلسطینیها ناصبی هستند. شنونده به یکی دیگر میگوید، او هم یک جای دیگر تکرار میکند، و همین طور هر کسی میگوید: شنیدهام این فلسطینیها ناصبی هستند. معلوم است، اگر فلسطینیها ناصبی باشند کافرند و در درجه یهودیها قرار میگیرند. هیچ فکر نمیکنند که این، حرفی است که یهودیها جعل کردهاند. در هر جایی حرفی جعل میکنند برای این که احساس همدردی نسبت به فلسطینیها را از بین ببرند. میدانند مردم ایران شیعهاند و شیعه دوستدار علی است و معتقد است هر کس دشمن علی باشد کافر است؛ برای این که احساس همدردی را از بین ببرند، این دروغ را جعل میکنند. در صورتی که در یکی از سفرهایی که به مکه رفته بودیم و فلسطینیها را زیاد میدیدیم، یکی از آنها آمد به من گفت: فلان مسئله از مسائل حج حکمش چیست؟ بعد گفت: من شیعه هستم، این رفقایم سنّیاند. معلوم شد بین اینها شیعه هم وجود دارد. بعد خودشان میگفتند: بین ما شیعه و سنّی هست، شیعه هم زیاد داریم. همین لیلا خالد* معروف شیعه است. در چندین نطق و سخنرانی خودش در مصر گفته من شیعهام. ولی دشمن یهودی یک عده مزدور خود را مأمور میکند و میگوید: شما پخش کنید که اینها ناصبیاند. قرآن بیان کرده که در این موارد- اگر چنین نسبتهایی نسبت به افرادی که جزو شما هستند و مثل شما شهادتین میگویند شنیدید- وظیفهتان چیست.
* [چریک فلسطینی که در چند عملیات هواپیما ربایی شرکت داشت.]