مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١١ - ضمیر جمع
طبیعتهای عِلوی و سِفلی باید انتخاب کند. حیوانات دیگر، انتخاب به عهده آنان گذاشته نشده است بلکه اسب، گوسفند، گربه، سگ و ... هرکدام با غرایزی آفریده شدهاند که آن غرایز راه آنان را مشخص کرده است و لذا میبینیم هرکدام از آنها در سراسر تاریخ جهان دارای خلق و خوی مخصوص به خود هستند و همه یک جور اعمال و رفتار دارند؛ زنبور عسلها یا مورچگان در طول تاریخ در تهیه خانه و غذا مانند هماند و تغییر و تحولی در کار آنها دیده نمیشود.
ولی انسان صدها راه در مقابل او نهاده شده که میتواند هرکدام از آنها را انتخاب کند.
در سوره «واللّیل» میفرماید: انَّ سَعْیکمْ لَشَتّی [١] شما بنی آدم کوششهایتان مختلف و متفرق است. و البته این مطلب از کمال انسان است نه ضعف انسان.
حال ببینیم این مطلب آیا مستلزم آن است که بگوییم انسان بکلی بی راه است؟
اگر مادیین بخصوص اگزیستانسیا لیستها چنین میپندارند ولی قرآن آن را قبول ندارد. آنچه که قرآن میفرماید این است که: خط سیری از انسان تا خدا کشیده شده که آن، راه مشخص کمال انسان است، نهایت اینکه در برابر انسان مثلًا هزار راه نهاده شده که تنها یکی از آنها راه مستقیم یعنی همان شاهراهی است که به سوی خدا میرود و به خدا منتهی میگردد. ولی انسان در انتخاب هرکدام از این راهها مختار است و اگر آن راه را انتخاب کند درست است وگرنه راههای دیگر همگی نادرست و غلط است.
و این است معنای حدیث معروفی که روزی رسول اکرم در جایی نشسته بودند و گروهی در گرد ایشان بودند؛ حضرت شروع کردند خطوطی بر روی زمین ترسیم کردن. یکی از آن خطوط مستقیم بود و خطوط دیگر کج و معوج و غیر مستقیم.
سپس فرمودند: این یک راه، راه من است و باقی دیگر هیچ کدام راه من نیستند.
راز اینکه در قرآن همواره ظلمت به صورت جمع آمده و نور به صورت مفرد (اللَّهُ وَلِی الَّذینَ امَنوا یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ الَی النّورِ) [٢] نیز همین است که راه گمراهی گوناگون است ولی راه حق تنها یکی است.
[١]
. لیل/ ٤.
[٢]. بقره/ ٢٥٧.