مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥ - مخاطبهای قرآن
بودن برای مؤمنین و متقین نام میبرد، میخواهد این نکته را روشن کند که در نهایت چه کسانی رو به سوی قرآن خواهند آورد و چه گروههایی از آن دوری خواهند گزید. قرآن از قوم خاص و قبیله معینی به عنوان علاقهمندان و ارادتمندان خود یاد نمیکند؛ نمیگوید قرآن در تیول این یا آن قوم قرار دارد. قرآن برخلاف سایر مکاتب انگشت روی منافع یک طبقه خاص نمیگذارد؛ مثلًا نمیگوید صرفاً برای تأمین منافع فلان طبقه آمده است؛ نمیگوید هدفش تنها حمایت از طبقه کارگران است یا پشتیبانی از طبقه کشاورزان. قرآن در مورد خودش تأکید میکند که کتابی است برای برقراری عدالت. درباره پیامبران میگوید:
وَ انْزَلْنا مَعَهُمُ الْکتابَ وَ الْمیزانَ لِیقومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ [١].
قرآن قسط و عدالت را برای کل جامعه انسانی میخواهد نه فقط برای این طبقه یا آن قوم و قبیله. قرآن برای جلب انسانها به سمت خود، برخلاف بعضی مکتبها مثل نازیسم، بر روی تعصبات آنها انگشت نمیگذارد. همچنین برخلاف برخی دیگر از مکتبها مثل مارکسیسم، بر روی منفعتطلبی و نفعپرستی انسانها تکیه نمیکند و آنها را از راه منافعشان به حرکت در نمیآورد [٢]. قرآن همان طور که برای وجدان عقلی انسان اصالت قائل است، برای او یک اصالت وجدانی و فطری نیز قائل است و بر اساس همان فطرت حقجویی و عدالتطلبی است که انسانها را به سیر و حرکت وا میدارد و از این رو پیامش منحصر به طبقه کارگر یا کشاورز یا محروم و مستضعف نمیشود. قرآن به ظالم و مظلوم، هر دو خطاب میکند که به راه حق بیایند. موسی، هم به بنیاسرائیل و هم به فرعون پیام خدا را ابلاغ میکند و از آنها میخواهد که به پروردگار ایمان بیاورند و در راه او حرکت کنند. حضرت محمد صلی الله علیه و آله رسالت و دعوت خود را، هم به سران قریش و هم به ابوذر و عمار عرضه میکند. قرآن نمونههای متعددی از برانگیختن فرد علیه خودش و بازگشت از مسیر گمراهی و تباهی (توبه) ذکر میکند. البته قرآن خود به این نکته توجه دارد که
[١]. حدید/ ٢٥.[٢]. زیرا در این صورت دیگر عدالت و حق برای گروندگان هدف نخواهد بود، بلکه رسیدن به منافع وارضای خواستهها هدف قرار میگیرد.