مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥ - حمد مخصوص خداوند است
مالِک یوْمِ الدِّینِ. در رسالههای عملیه خواندهاید که در قرائت نماز این آیه را به دو وجه میتوان خواند: مالِک یوْمِ الدِّینِ، و مَلِک یوْمِ الدِّینِ. ببینیم این دو قرائت آیا باعث میشود که دو معنی مختلف برای آیه تصور گردد؟
مَلِک و مالک در استعمالات روزمرّه هرکدام معنای مستقل دارند. اولی یک رابطه سیاسی است و دومی یک رابطه اقتصادی. آنجا که انسان با چیزی رابطه مالکیت پیدا میکند به این نحو است که میتواند از آن بهرهبرداری کند و آنجا که «ملک» میگوید یعنی قدرتی مافوق دیگری دارد و برای خود حق تدبیر و سیاست قائل است.
ولی در هر دو مورد هیچ گونه واقعیتی در کار نیست، بلکه یک قرارداد صرف است؛ یعنی اینکه میگوییم فلان کس مالک فلان خانه است، یعنی در حال حاضر قرار بر این است که چنین اعتبار شود؛ و آنجا که گفته میشود فلان شخص ملک فلان ناحیه است نیز بیش از یک اعتبار نیست و لذا در هر دو مورد اگر اعتبار عوض شود بلافاصله دیگر وجود ندارد، یعنی ممکن است لحظهای دیگر مالک آن خانه و ملک آن ناحیه اشخاص دیگری باشند و رابطه با افراد جدید برقرار گردد.
در اینگونه موارد که ملک بودن و مالک بودن با اعتبار تشکیل میشود، این دو معنی با یکدیگر کمال امتیاز را دارند؛ یعنی ملک کار مالک را نمیکند و مالک نمیتواند کارهای ملک را انجام دهد؛ یکی مُلک است دیگری مِلک.
ولی در بعضی موارد این روابط حقیقی است. مثلًا اگر کسی بگوید من مالک قوای بدنی خویش هستم، معنایش این است که در بهرهگیری از آنها صاحب حق و مختارم، یعنی قوّهای در وجود من هست که من هر وقت بخواهم از آن استفاده میکنم و مثلًا با آن سخن میگویم و هر وقت نخواهم بهرهبرداری نمیکنم. اینجاست که چنانکه ملاحظه میکنید ملک با مالک هر دو مصداقاً یکی است؛ یعنی هم ما مالک اعضا و جوارح خودمان هستیم و هم ملک و مسلط بر آنها، به دلیل اینکه یک امر تکوینی است نه قراردادی و مجازی محض.
در مورد پروردگار که خالق تمام جهان است و ارادهاش قاهر بر همه عالم است وحدت مَلِک با مالک به خوبی روشن است و آنجاست که رابطه حقیقی بین مالک و مملوک برقرار است. لذا راجع به مُلک در قیامت در قرآن آمده است: لِمَنِ الْمُلْک