مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣ - حمد مخصوص خداوند است
منتها یک نوع بذرها صد درصد به نتیجه میرسد و آن بذری است که بر صراط مستقیم باشد؛ بعضی بذرهاست که گرچه امکان پرورش دارد ولی به نتیجه رسیدنش کلیت ندارد. و از اینجاست که افرادی که کارهای ناشایستی انجام میدهند و با نقشههایی که طرح میکنند به نتیجه میرسند نمیتوانند بدینگونه عمل خویش را توجیه کنند که اگر کار ما مورد اشکال بود ما به نتیجه نمیرسیدیم. خیر، هر تئوری که در عمل به نتیجه برسد دلیل بر حقانیتش نیست؛ این نظام جهان است که کلًاّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هؤُلاءِ هرکس هر بذری بپاشد رشد مییابد و احیاناً به نتیجه مطلوب نائل میگردد.
الرَّحْمنِ الرَّحیمِ. قبلًا درباره این کلمه تا اندازهای بحث کردیم و اینک اضافه میکنیم که توصیف پروردگار به این دو صفت، معرفت بسیار کامل میخواهد؛ زیرا «رحمن» یعنی آن که رحمتش فراوان است و نه آن مقدار که تنها از کلمه «فراوان» میفهمیم بلکه یعنی آن که همه هستی از ناحیه اوست و هرچه از او برسد رحمت و نیکوست. و «رحیم» یعنی آن که فیضش دائماً به انسانها میرسد.
این دو صفت، اوّلی مربوط به نظام هستی است و دومی مربوط به عالم خاص انسانهاست. برای توصیف پروردگار به صفت اول آنقدر عرفان عمیق برای بنده لازم است که جهان را سراسر رحمت اندر رحمت ببیند و فکر ثنویت را از خود دور کند و پدیدههای جهان را به خیر و شر تقسیم نکند، بلکه سراسر هستی را به دلیل آنکه ناشی از اوست یک کاسه خیر و رحمت محض بداند؛ و این همان مسئلهای است که در «عدل الهی» مطرح است.
این نکتهای است که دائماً عبد باید با خویش بازگو کند چنانکه در دعاهای وارده به آن سفارش شده است. و در دعایی بعد از تکبیر پنجم از تکبیرهای مستحبی قبل از نماز چنین آمده است: لَبَّیک وَ سَعْدَیک وَ الْخَیرُ فی یدَیک وَ الشَّرُّ لَیسَ الَیک ... بنده نمازگزار، خود را به جای اولیاء خدا گذاشته که پروردگار، او را خوانده و او میگوید: آمدم، آمدم، آمدم به رضایت، و به تعبیر رساتر به سر آمدم! خیر منحصراً در دست توست و شر به تو باز نمیگردد.
خدا را به صفت رحمن شناختن، به معنی شناختن جهان است به عنوان مظهر تامّ حکمت بالغه الهی و نظام اتَمّ پروردگار. و در هنگام ستایش اللَّه به این صفت، انسان باید چنان دیدی داشته باشد که نظام هستی نظام خیر است، نظام رحمت