مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٧٠ - تنزیل قرآن
نوع حالت هشدار و بیدارباش و آگاهکن که: متوجه باش. تشبیه کردیم به کسی که پشت دستگاه تلگراف نشسته؛ در حالی که به خود مشغول است و توجهی [به اطراف] ندارد، یکمرتبه میبیند دستگاه از آن پشت صدا کرد، یک الفبایی را گفت، او تازه متوجه میشود که باید خبر بگیرد. اول که میگوید «حم» این دو حرف، حالت اخبار و اعلام است به پیغمبر اکرم و هشدار دادن به قلب پیغمبر و متمرکز کردن [او] برای گرفتن وحی؛ و گفتیم این حرفی که اخیراً آن مرد مصری در حسابهای خودش به آن رسیده بسیار حرف بجایی است که در اول هر سورهای آن حروفی تکرار شده است که به نسبت از هر حرف دیگری در آن سوره بیشتر آمده ولو با کسرها و اعشاریهای خیلی زیاد؛ یعنی مثلًا سوره «یس» واقعاً به نسبت اگر حساب کنیم سوره «ی» و «س» است، یعنی سورهای است که در آن «ی» و «س» بیشتر آمده منتها با یک حساب ریاضی و دقیقی که عقل بشر قادر نیست آن را حساب کند. امروز هم تا این ماشینها پیدا نشده بود کسی نمیتوانست به این حساب برسد، یعنی اینقدر حسابش دقیق و ریاضی و کسورش زیاد است! حال چه رابطههایی میان حروف و معانی هست مطلب دیگری است. این یک واقعیتی است که میان حروف و معانی یک رابطهای در واقع وجود دارد. این مطلب اگرچه به مرحله قطعی و علمی نرسیده ولی به صورت یک فرضیه موجود است. اول که میگوید «حم» این «حم» پیغمبر را متوجه میکند به اینکه آغاز وحی است و وحی دارد آغاز میشود و هم توجه میدهد که سوره هم سوره «ح» و «م» است.
«تَنْزیلُ الْکتابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزیزِ الْحَکیمِ». این دیگر تقدیر نمیخواهد که تنزیلْ [به معنی] منزَّل است، منزَّل اضافه شده به کتاب، الکتاب المنزّل با هُوَ در تقدیر؛ اینها معنی ندارد. در حالی که وحی دارد فرود میآید، خودش دارد خودش را بیان میکند: فرود آمدن وحی است، فرود آمدن کتاب است. این خودش مبتدای خودش است و خودش خبر خودش. نظیر این است که شما از جلوی یک مسجد میگذرید میبینید آنجا نوشته «مسجد نور». این معنی ندارد که بگوییم در اینجا یک چیزی در تقدیر است: این مسجد نور است. «این» اش خود همان هیکل مسجد است که آنجاست. دیگر لازم نیست کسی بیاید بگوید که «این مسجد نور است». «این» را در جایی باید گفت که باید با حرف «این» آن را نشان داد. اما آن جایی که «مسجد نور» را در کنار خود مسجد نوشتهاند وجود عینی مسجد خودش جانشین وجود