مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٩ - حروف مقطّعه
اندیشه و فهم و درک بوده است، زیرا کلمه و سخن نمایانگر اندیشه هستند، و سپس ماده پیدا شده. و نظر دوم عقیده کسانی است که به تقدم ماده قائلند یعنی میگویند اول ماده و طبیعت پدید آمده است و پس از تکامل ماده تدریجاً فهم و شعور و درک پیدا شده و سپس کلمه و سخن.
از این دو نظریه، گویا قرآن اوّلی را پذیرفته زیرا وقتی میخواهد داستان خلقت را بیان کند میفرماید: انَّما امْرُهُ اذا ارادَ شَیئاً انْ یقولَ لَهُ کنْ فَیکونُ [١] فرمان او چنین است که وقتی اراده کند چیزی را، همینکه بگوید باش، او میباشد. یعنی اول قول است و سپس سایر مخلوقات.
و البته ناگفته پیداست که «قول» در اینجا تنها به معنای لفظ، هوا و صوت نیست، بلکه معنای جامعتر و کاملتری دارد.
به نظر میرسد که خداوند با این حروف مقطّعه نحوه شروع کار خودش را بیان میفرماید؛ یعنی قول، سخن و اندیشه بر ماده، جسم و طبیعت تقدم دارد.
ولی بالاخره حروف مقطّعه از متشابهات قرآن است، بخصوص اگر نظر اول را بپذیریم و بگوییم که اینها رموزی است بین خدا و پیغمبر.
ذلِک الْکتابُ لا رَیبَ فیهِ. آن کتاب. ملاحظه میکنید که نمیگوید این کتاب، بلکه میگوید آن کتاب، و این نکتهاش تعظیم است؛ زیرا در زبان عربی چیزی را که میخواهند با عظمت یاد کنند با ضمیر دور میآورند به معنای اینکه آن چیز با ما و شما بسیار فاصله دارد.
لا رَیبَ فیهِ شک در آن نیست.
یعنی چه؟ چگونه شکی در قرآن نیست؟ با اینکه ما میدانیم که واقعاً مردمی هستند که درباره اصالت قرآن شک دارند و این خود قرآن است که در همین سوره میگوید:
وَ انْ کنْتُمْ فی رَیبٍ مِمّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتوا بِسورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ [٢].
[١]
. یس/ ٨٢.
[٢]. بقره/ ٢٣.