مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧ - حروف مقطّعه
حاضر نیست آن را خوار و زبون سازد، پشتوانه صحت و درستی سخنش قرار میدهد. لهذا علمای ادب میگویند سوگند تأکید و تأیید راستی سخن حق است.
ولی گاهی انسان سوگند یاد میکند نه برای این منظور بلکه برای افاده امری که لازمه سوگند است، یعنی برای افاده اینکه طرف بداند گوینده برای آن چیز احترام قائل است. وقتی که کسی میخواهد به مردم بفهماند که برای فلان شخص احترام قائلم، به سر او و به جان او قسم میخورد. در این گونه قسمها هدف متوجه مُقسَمٌ بِه (چیزی که به او قسم خورده شده) است نه مُقسَمٌ علیه (مطلبی که در مورد او قسم یاد شده است).
سوگندهای قرآن از نوع دوم است. قرآن اگر به ماه و خورشید و زیتون و انجیر و روز و شب سوگند یاد میکند میخواهد بشر را متوجه اهمیت این امور کند.
یکی از مهمترین اموری که نقش اساسی در تمدن و فرهنگ انسانیت داشته حروف الفباست. این حروف و این اصوات که به صورت حروف در میآید، نقش مهمی در زندگی اجتماعی انسان دارد. حیوانات نیز صوت و آواز دارند ولی نمیتوانند از آنها حروف بسازند. اگر انسان هم نمیتوانست اصوات را به صورت حروف درآورد (مانند آدمهای لال)، قدرت تکلم نداشت و نمیتوانست مقاصدش را به دیگران برساند، هیچ گونه علم و تمدن و صنعتی به وجود نمیآمد. حتی نوشتن و خط که خود نعمتی بسیار بزرگ است و قرآن در جای خود به آن نیز سوگند میخورد، در مرحله بعد از تکلم پدید آمده است؛ یعنی اینکه ما میتوانیم الف، لام، دال، جیم را جدا جدا بنویسیم در اثر آن است که میتوانیم جدا تلفظ کنیم و اگر این حروف نبودند ما بایستی برای رساندن مطالب اشکال آنها را بکشیم، مثلًا برای فهماندن خانه شکل خانه را و برای فهماندن اتومبیل شکل آن را بکشیم. ولی ناگفته پیداست که همه چیز که شکل ندارد تا بتوان با کشیدن آن تفهیم نمود.
نظریه دیگر آن است که این حروف اشاره به اعجاز قرآن است، به این بیان که:
حروف الفبا که مجموعاً در زبان عربی ٢٨ حرف است و در بعضی زبانها بیشتر و احیاناً شنیدهام که بعضی زبانها در حدود ٣٠٠ حرف الفبایی دارند، در هر حال حروف الفبا که به منزله مادههای اولیه بافتمان سخن است در اختیار همه هست ولی آیا همه میتوانند سخن عالی بگویند؟ خیر. اینها درست مانند نخ و پودی است که در دست همه بافندههاست ولی آیا از نظر هنری همه یک طور بافته تحویل