مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٠ - فلسفه انفاق
«انذار». این کلمه را معمولًا به «بیم دادن» ترجمه میکنند ولی کاملًا رسا نیست، زیرا بیم دادن ترجمه «تخویف» است. مثلًا اگر کسی در محلی عبور میکند، شخصی ناگهان در جلو پایش ترقهای را به زمین بزند، او میترسد؛ این را «تخویف» میگویند ولی انذار نیست. انذار اعلام خطر است یعنی اگر آینده خطرناکی در پیش روی کسی قرار داشته باشد و شما از حالا به او خبر بدهید و او را بترسانید، این نوع خاص از ترساندن را «انذار» میگویند. به نظر میرسد که واژه «هشدار» که امروز در فارسی معمول شده است با این مفهوم نزدیکتر است. پیامبران هشداردهنده هستند.
حال ببینیم اینکه قرآن میفرماید: «آنان که کافر شدهاند چه هشدار بدهی و چه هشدار ندهی سودی ندارد» یعنی چه؟ آیا مردم باید مؤمن باشند تا مورد دعوت پیامبران قرار گیرند؟ اگر چنین است که به اصطلاح ما تحصیل حاصل است! پیامبر آمده است تا کافران را تبدیل به مؤمن کند نه مؤمنان را مؤمن سازد!
این مطلب دستاویز عدهای قرار گرفته، میگویند: اصولًا قرآن در توجیه جامعه و تاریخ، جامعه را به شکل مادی توجیه میکند. مردم دو گروهند: یک گروه استثمارشده و گروه دیگر استثمارگر. استثمارشدهها هستند که آمادگی قبول دعوت دارند و اصولًا پیامبر برای آنان مبعوث شده است و مخاطب او هم آنان هستند، و گروه استثمارگر مورد دعوت رسول اللَّه نیستند.
و حال اینکه این سخن بسیار نامربوط است، زیرا خطابهای قرآن عامّ است و مخاطب رسول اللَّه همه مردمند:
یا ا یهَا النّاسُ انّی رَسولُ اللَّهِ الَیکمْ جَمیعاً [١].
«ناس» یعنی عموم مردم و این اشتباه است که میگویند ناس یعنی توده محروم!
پیامبر که مبعوث شده است، دعوتش سیاه و سفید، استعمارگر و استعمارشده، غنی و فقیر، همه و همه را شامل میگردد. پس معنای این آیه چیست؟
[١]. اعراف/ ١٥٨.