مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٤ - حمد مخصوص خداوند است
است، نظام نور است؛ شر، نقمت و ظلمت امور نسبی و غیرحقیقی میباشند. بدیهی است که هر اندیشه خامی نمیتواند مدعی گردد که من چنین دیدی از جهان دارم. و انسان با زور و تعبد هم نمیتواند چنان دیدی در خود ایجاد کند. اینکه قرآن از ما میخواهد که خدا را با این صفات ثنا گوییم، میخواهد او را و جهان را بدینگونه بشناسیم، و اینگونه شناختن فرع این است که از راه صحیح عقلانی و برهانی مطالب شامخ را درک کنیم. اینها به طور ضمنی دعوت به تفکر در مسائل الهیات و تأیید امکان چنین معرفتهایی است.
و اما صفت دوم که صفت رحیم است، در اینجا نیز باید بگوییم که شناخت «اللَّه» به این صفت مستلزم آن است که انسان به مقام و موقعیت خودش در میان موجودات عالم شناخت کامل داشته باشد.
امتیازی که انسان در میان موجودات دارد این است که فرزند بالغ این جهان است؛ فرزند نابالغ این خانواده که تحت قیمومت و سرپرستی اجباری پدر و مادر باشد نیست، بلکه از نظر عقل و خرد به آن درجه از رشد رسیده که به او گفتهاند باید خودت راه را انتخاب کنی. در حالی که موجودات دیگر تحت تکفل جبری عوامل این عالماند، این انسان است که به دلیل رشد عقلی آزادی و اختیار دارد و میتواند از دو راه یکی را انتخاب کند: انّا هَدَیناهُ السَّبیلَ امّا شاکراً وَ امّا کفوراً [١]. راه راست و راه کج هر دو در جلو انسان قرار گرفته، اگر انسان راه راست و صراط مستقیم حق را بپیماید آنوقت است که یک نوع رحمت و عنایت خاصی از ناحیه خدا شامل حالش میگردد و گویی عالم به گونهای ساخته شده که هرکس راه خدا را برود پروردگار او را مدد میکند، رهنمایی و هدایتش میکند (وَ الَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنا) [٢]، دلش را نور بخشیده و قلبش را نیرو میدهد، اسباب و وسائل را برای راهش مهیا میسازد، رزق «مِنْ حَیثُ لایحْتَسِبُ» به او میرساند، و بالاخره به مرحلهای میرسد که احساس میکند به مرحله داد و ستد با خدای خویش رسیده است چون میبیند هرچه که او در کردار خالصانهتر رفتار میکند عنایات الهی بیشتر شامل حالش میگردد. در این وقت است که بنده به مرحله رضا و تسلیم رسیده است.
[١]
. دهر/ ٣.
[٢]. عنکبوت/ ٦٩.