مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٦ - فلسفه انفاق
دلیل اینکه مادر است روحش اینچنین است که میخواهد کودکش را در آغوش مهر خود بپروراند و این مطلب فطری اوست، و حتی چنان ناخودآگاه این اعمال انجام میگیرد که خودش هم نمیداند چه میکند.
و از طرف دیگر همان بوسه مهربانانه مادر که به صورت فرزندش میزند و آن گونه که او را به سینه خودش میچسباند، در ضمنِ این رفتار او را به مهر و محبت پرورش میدهد و به عبارت دیگر با گرمی محبتْ او را میپزد؛ یعنی این محبتها نقش شارژ کردن او را دارد تا زمانی که بزرگ میشود محبتهایی که به او در کودکی شارژ شده است برق بدهد و با نگاه مهربانی به دیگران بنگرد. و لذا کودکانی که از آغاز تولد در پرورشگاه تربیت شدهاند و آغوش مادر و محبت پدر را ندیدهاند گاهی جانیان خطرناکی از آب درمیآیند.
انفاق نیز از این قبیل است. نباید از یک جنبه آن را ملاحظه کرد و گفت فلسفهاش تنها سیر کردن شکم گرسنگان است و لذا میشود آن را از راه دیگر انجام داد، بلکه فلسفه انفاق انسانسازی است زیرا انسانها در سایه گذشتها، بخششها و ایثارها روحشان روح انسانی میگردد.
روی این حساب، کسی نمیتواند بگوید من شخص قانعی هستم و به بادامی میسازم و نمیخواهم چیزی داشته باشم، لذا شخص کاملی هستم. خیر، شخصی که میتواند داشته باشد بایستی به دست بیاورد و با دهش مال، خود را تکمیل کند.
نداشتن و ندادن کمال نیست، به دست آوردن و از خود جدا ساختن عامل سازندگی انسان است.
این نکته از قرآن مجید به خوبی به دست میآید، آنجا که خطاب به رسول اللَّه میفرماید: خُذْ مِنْ امْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکیهِمْ بِها [١].
در این آیه به همان فلسفه سازندگی صدقه اشاره مینماید نه به فلسفه اجتماعیاش یعنی سیر کردن شکم مستمندان، زیرا میفرماید از اموال آنها صدقه بگیر که به این وسیله آنها را پاکیزه میکنی، آنها را رشد میدهی، درست مثل گیاهی که با وجین کردن رشد بیشتری یابد؛ و اصولًا هر موجود زندهای اینچنین است که گرفتن آفتها مساوی با رشد بیشتر آن است.
[١]. توبه/ ١٠٣.