مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦١٠ - شرایط مشفوعٌ له
خوف و رجا باشند، ولی اجمالًا این مقدار بیان شده است که از کسی شفاعت میشود که اصل ایمانش مورد پسند باشد، دینش مورد پسند باشد، یعنی از مشرک شفاعت نمیشود. آن کسی که از او شفاعت میشود حداقل این است که خود او موحد باشد و مشرک نباشد، چون شفاعتِ آنجا همان مغفرت الهی است و ما در آیه قرآن میخوانیم: «انَّ اللَّهَ لا یغْفِرُ انْ یشْرَک بِهِ وَ یغْفِرُ ما دونَ ذلِک» [١] شرک قابل مغفرت نیست و بنابراین از مشرک به هیچ وجه شفاعت نمیشود.
اینجا که ما داریم که [فقط] از موحد [شفاعت میشود] پس مسلّم یک شرطش ایمان به توحید است. حال ایمان به رسالت و نبوت و همچنین ایمان به امامت و ولایت چطور؟ آیا این هم شرط است یا شرط نیست؟ اگر این ایمانها نباشد از روی کفر و عناد، یعنی کسی نبوت رسول اکرم صلی الله علیه و آله یا امامت امیرالمؤمنین علیه السلام بر او عرضه شده است و با اینکه حقیقت را درک کرده عناد ورزیده است، نه، [شفاعت] شامل چنین کسی نمیشود. ولی اگر ما فرض کنیم افرادی باشند که فاقد اینها هستند اما از روی قصور نه از روی تقصیر، شفاعت آنها مانعی ندارد و در احادیث ما هم این مطلب وارد شده است. حدیث معروفی هست، شاید احادیث زیادی به این مضمون هست، فرمودهاند: از درهای بهشت یک در اختصاص دارد به سایر اهل توحید، یعنی به موحدینی که مسلمان نیستند، ولی به شرط اینکه بغض ما در دلشان نباشد، یعنی اگر حبّ ما را ندارند بغض ما را هم نداشته باشند، یعنی افرادی باشند که عناد نداشته باشند، افرادی باشند که نداشتن دین برایشان از روی قصور بوده نه از روی تقصیر. پس این هم شرط دیگری است که مربوط به مشفوعٌ لهم است.
در این آیات، ما سه دسته مطلب داشتیم: یکی اینکه خود شفیع باید موحد و به کار مشفوعٌ له آگاه باشد؛ دوم اینکه خدا باید به او اجازه داده باشد، او مالک شفاعت از ناحیه خدا شده باشد. تا خدا به کسی اجازه ندهد او نمیتواند شفاعت کند. سوم شرایطی که در مشفوعٌ لهم است.
پس اگر تنها همین آیه هم میبود اجمالًا نشان میداد که شفاعتی وجود دارد، چون میفرماید: «وَ لایمْلِک الَّذینَ یدْعونَ مِنْ دونِهِ الشَّفاعَةَ الّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ یعْلَمونَ»، همچنان که آن آیه هم که فرمود: «مَنْ ذَا الَّذی یشْفَعُ عِنْدَهُ الّا بِإذْنِهِ» کیست که
[١]. نساء/ ٤٨.