مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٩ - دشمنی با حق
خودمان این حرف را میزنیم، لابد تصور نمیکنیم، میگوییم من حاضرم بروم به جهنم ولی این کار را نمیکنم. این حرف یعنی اگر به جهنم هم بروم فلان کار را نمیکنم. این معنایش این است که من اساساً دشمن این کارم، من به هر حال دشمن این کارم یا به هر حال طرفدار این کار هستم، به حق و حقیقت به هیچ معنا کار ندارم. این است آن حالتی که- العیاذباللَّه- اگر برای کسی پیدا بشود دیگر امیدی برای نجات او به هیچ شکل وجود ندارد. چنین کسی در آنجا هم باز همان دشمنیاش با حق و حقیقت از باطنش دائماً میجوشد.
ایام مصیبت است و چند کلمهای هم ذکر مصیبت بکنیم؛ ایامی است که اهل بیت علیهم السلام را به شام آوردهاند. البته نمیشود به طور دقیق گفت چند روز است که وارد شدهاند ولی اگر آن نقل و روایتی که هست معتبر و صحیح باشد در حدود دو هفتهای است که به شام آمدهاند، چون نوشتهاند که در دوم ماه صفر بود که وارد شهر دمشق شدند و باز بر طبق آنچه که در نقلها و در مقاتل آمده است این ایام همان ایامی است که در خرابه به سر میبردند؛ اهل بیت پیغمبر در خرابهای به سر میبردند که این خرابه آنها را نه روزها از گرما حفظ میکرد و نه شبها از سرما؛ یعنی یک چهاردیواری غیر مسقّف بود، فقط یک چهار دیواری بود که اینها از آنجا نمیتوانستند بیرون بیایند، در آن محیط و محوطه بودند، دیگر هیچ خاصیت دیگری نداشت. این که «آنها را نه از گرما و نه از سرما حفظ میکرد» تعبیری است که ارباب مقاتل نوشتهاند. حال به طور دقیق چقدر آنجا ماندند خدا میداند، چون دقیقاً مشخص نیست که مثلًا چند هفته، چند روز یا احیاناً چند ماه در آنجا بودند، ولی همین قدر هست که نوشتهاند یک روز شخصی امام سجاد علیه السلام را در بیرون خرابه دید؛ میگوید دیدم صورتش پوست انداخته است. از امام [علت را] سؤال میکند، میفرماید ما در جایی قرار داریم که نه ما را از گرما حفظ میکند و نه از سرما.
مدت توقف اهلبیت در شام بسیار بر آنها سخت گذشته است و این روایتی است از حضرت سجاد علیه السلام که از ایشان سؤال کردند که آقا! در میان مواقفی که بر شما گذشت، از کربلا، کوفه، بین راه، از کوفه تا شام، از شام تا مدینه، کجا از همه جا بیشتر بر شما سخت گذشت؟ ایشان فرمود: الشام، الشام، الشام؛ شام از همه جا بر ما