مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣ - کفر مقدس
یعنی هر مؤمنی باید کافر نیز باشد؛ یعنی به حق که ایمان دارد، بایستی در مقابل باطل موضع بگیرد و آن را انکار کند و این است همان کفر مقدس!
شیعه معتقد است که فروع دین ده تاست و نهم و دهم را تولّی و تبرّی میشمارد و معنی آن این است که هرکس باید به ولایت علی بن ابیطالب علیه السلام معتقد باشد ولی همین مقدار کافی نیست بلکه در همان حال بایستی یک حالت منفی نیز داشته باشد، یعنی آنچه را که ضد علی و راه اوست نفی و انکار کند. در اینجا هم تنها ایمان به اللَّه کافی نیست بلکه بایستی نفی طاغوت در کنار آن قرار بگیرد.
خَتَمَ اللَّهُ عَلی قُلوبِهِمْ وَ عَلی سَمْعِهِمْ وَ عَلی ابْصارِهِمْ غِشاوَةٌ. هنگامی که نامهای را مینویسند و پایان میپذیرد، ذیل آن نامه را مهر میکنند به این معنی که دیگر نمیتوان به آن چیزی اضافه نمود.
قرآن میفرماید: دل هرکس حکم نامهای را دارد که تدریجاً سطوری در آن نگاشته میشود اعم از خوب یا بد. ولی به حالتی میرسد که این نامه ختم میگردد، لاک و مهر میشود و دیگر حتی یک کلمه هم نمیشود نوشت. برای اینگونه افراد، دعوت پیامبر هیچ اثری ندارد و قرآن به رسول اللَّه میفرماید دیگر اینها را دعوت نکن. نه اینکه از اول دعوت آنها بیثمر شمرده شده باشد، بلکه چون آنها انذار شدهاند، دعوت گشتهاند و حجت بر آنها تمام شده است ولی آنها قبول نکردند و کفر ورزیدند و با این کفر ورزیدن و انکار نمودن، دلهای آنها به این حالت درآمده است.
قرآن انسان را موجودی میداند که علیالدوام در تغییر و تحول است و قلب انسان را که «قلب» میگویند «لتقلّبه» چون زیر و زبر میگردد. و البته ناگفته پیداست که مراد از «قلب» این جسم گوشتی صنوبری شکل طرف چپ بدن نیست، بلکه منظور همان روح و روان انسانی است که هر لحظهای حالت جدیدی به خود میگیرد. پیغمبر میفرماید:
مَثَلُ الْقَلْبِ کمَثَلِ ریشَةٍ فِی الْفَلاتِ تَعَلَّقَتْ فی اصْلِ شَجَرَةٍ یقَلِّبُهَا الرّیحُ ظَهْراً لِبَطْنٍ [١].
دل انسان مانند یک پَر است که در بیابانی به درختی آویزان کرده باشند که
[١]. نهجالفصاحه و جامع الصغیر، ج ١/ ص ١٠٢.