مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٢ - معجزات پیغمبر اسلام
مرتکب شدهاند.
اشتباه نکنید؛ نمیخواهم بگویم اقبال ختم نبوت را انکار کرده! (چنانکه بعضی این اشتباه را کردهاند) خیر، برعکس، اقبال ختم نبوت را قبول دارد ولی توجیهی که برای ختم نبوت ذکر کرده درست نیست.
فلسفهای که او ذکر میکند درست برخلاف متصورش نتیجه میدهد. او میخواهد با این توجیه ختم نبوت را اثبات کند اما متأسفانه اگر آن حرف درست باشد ختم دیانت را نتیجه میدهد! نه ختم نبوت.
ما اکنون در این قسمت بحث نمیکنیم بلکه بحث ما درباره معجزه است. گفتار نویسندگان مزبور شامل دو مطلب است: مطلب اول اینکه در دوره بلوغ فکری بشر اساساً نیازی به معجزه نیست. دوم اینکه به همین جهت اسلام به شهادت آیاتی از قرآن همواره از آوردن معجزه امتناع میورزید. و این هر دو قسمت لازم است مورد بحث قرار گیرد.
اما قسمت اول. این مطلب صحیح نیست که در دوره بلوغ فکری بشر نیازی به معجزه نیست، زیرا همان طور که قبلًا گفتیم قرآن تعبیر به معجزه نمیکند بلکه همیشه به «آیه» تعبیر میکند.
آیت یعنی نشانه؛ نشانه چی؟ نشانه اینکه گفتههای این شخص گفته خودش نیست، گفته خداست.
یک وقت است که یک پیغمبر فقط حرفهای منطقی برای مردم میزند یعنی حرفهایی که آنها را با دلایلی که مسائل علمی را ثابت میکند میتوان اثبات کرد، با برهان و یا با تجربه و آزمایش راه اثبات دارد؛ در این صورت او چه میشود؟ تازه میشود یک حکیم، یک دانشمند خیلی بزرگ. ولی فرق است میان حکیم و دانشمند و فیلسوف با پیغمبر.
دانشمند و فیلسوف حرفهایشان در سطح حرفهای بشری است ولی پیغمبران بیش از این را میخواهند بگویند.
پیغمبران علاوه بر این جهت که حرفهایشان منطقی و عقلائی است حرف دیگری دارند و آن این است که میگویند این حرفها مال ما نیست بلکه به ما گفته شده است و ما میگوییم.