مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٣ - ازدواج در سیستم فرنگی و سیستم اسلامی
حظّ و بهره رسانده یعنی از محدودیت به آزادی رسانده همسرش بوده، و برای دختر هم این پسر اولین کسی بوده که او را از محدودیت به آزادی رسانده است. این بود که پسر و دخترهایی که اصلًا همدیگر را ندیده بودند و ازدواج کرده بودند، آنچنان با یکدیگر الفت میگرفتند که وضع عجیبی بود [١].
اما سیستم فرنگی به پسر اجازه میدهد که تا زمانی که زن نگرفته روابط جنسیاش آزاد باشد و به دختر هم اجازه میدهد تا شوهر نکرده روابط جنسیاش آزاد باشد. نتیجه این است که برای یک پسر ازدواج محدودیت است و برای یک دختر هم ازدواج محدودیت است. قبل از ازدواج، آزادی داشته با هر کسی [رابطه داشته باشد]، حال که میخواهد ازدواج کند به یک نفر محدود میشود. این است که یک پسر وقتی میخواهد زنی را بگیرد، میگوید: «من از امروز یک زندانبان برای خودم درست کردم.» یک دختر هم شوهرش برایش زندانبان میشود؛ یعنی از آزادی به محدودیت میآیند.
ازدواج در سیستم فرنگی یعنی آزاد را محدود کردن، از آزادی به محدودیت آمدن، و ازدواج در سیستم اسلامی یعنی از محدودیت به آزادی آمدن. ازدواجی که خاصیت روانیاش از محدودیت به آزادی آمدن است، به دنبال خود استحکام میآورد و آن که پایهاش از آزادی به محدودیت آمدن است اولًا خودش استحکام ندارد (یعنی زود منجر به طلاق میشود) و ثانیاً آن پسری که به تعبیر خود فرنگیها دهها و گاهی صدها دختر را «تجربه» کرده و آن دختری که دهها و صدها پسر را تجربه کرده است، مگر حالا با یکی پابند میشود؟ مگر میشود پابندش کرد؟
علت این که اسلام زنا را تحریم کرده فقط این نیست که این، حق آن مرد است و آن، حق این زن، پس مردی که ازدواج نکرده تعهدی در مقابل زنی ندارد و زنی هم که ازدواج نکرده تعهدی در مقابل مردی ندارد، پس هیچ مانعی برای این کار نیست؛ یک مردی که تا آخر عمرش نمیخواهد ازدواج کند او مطلقالعنان باشد و یک زنی هم که تا آخر عمرش نمیخواهد ازدواج کند او هم مطلقالعنان باشد. اسلام میگوید ابداً چنین چیزی نیست، یا باید محرومیت را به صورت مطلق قبول کنی یا ازدواج
[١]. نمیخواهم بگویم که ندیدن، کار درستی است. نه، اسلام اجازه داده است که ببینند، ولی اگر هم ندیده بودند، وقتی به یکدیگر میرسیدند تا لب گور به یکدیگر عشق میورزیدند.