مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٩ - فلسفه انفاق
این مطلب که ثمره طرز تفکر آنان است سخت آنها را ناراحت کرده و لذا بعضی از ماتریالیستها اخیراً نیرنگی به کار بردهاند که بتوانند مکتب خود را از پوچی و هیچی نجات دهند.
میگویند درست است که فرد فانی میشود ولی از آنجا که جامعه در مسیر تکامل است این فرد راهش ادامه مییابد. اگر من و تو کشته شویم، از آنجا که راه ما جاوید است ما جاوید هستیم!
اینگونه توجیهات، واضح است که دست و پایی است که آنها برای دفاع از فلسفه خودشان میزنند. ولی آنچه که مایه تأسف است این است که عدهای میخواهند مفاهیم قرآن را با همین حرفها تطبیق کنند چنانکه میگویند: بِالْاخِرَةِ هُمْ یوقِنونَ یعنی به نظام برتر و به نظام تکاملی جهان ایمان دارند! یعنی فرد جاودانه نیست، نوع جاودانه است.
ولی باید به آنها گفت اگر ما قائل به جاودانگی فرد نباشیم خواهیم گفت نوع هم جاودان نیست، زیرا طبق محاسباتی که دانشمندان فیزیک کردهاند، از عمر زمین میلیونها سال میگذرد و روزی خواهد رسید که نه زمینی باقی خواهد ماند و نه انسانی بر روی آن؛ در این صورت جاودانگی نوع چه معنایی دارد؟!
اولئِک عَلی هُدی مِنْ رَبِّهِمْ. آنان بر هدایت پروردگارند. پروردگار که مربی و پرورشدهنده عالم است همه موجودات را به کمال خودشان هدایت میکند، بعضی را با هدایت تکوینی و انسان را با هدایت تشریعی یعنی به وسیله انبیا و فرستادگان خویش، ولی تنها این گونه افراد هستند که به وسیله هدایت تشریعی حق به کمال رسیدهاند.
وَ اولئِک هُمُ الْمُفْلِحونَ. تنها این دسته، رستگارانند و باقی دیگر هیچ گروهی رستگار نیستند.
در اینجا بخش ایمان در این سوره پایان میپذیرد و بخش کفر شروع میشود.
انَّ الَّذینَ کفَروا سَواءٌ عَلَیهِمْ ءَ انْذَرْتَهُمْ امْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لایؤْمِنونَ. نخست لازم است که ما دو لغت را توضیح دهیم و سپس در مفهوم آیه بحث کنیم.
کلمه «کفر» ریشهاش «کفَرَ» است به معنای ستر و پوشاندن. قرآن منکران دین را کافر میگوید؛ به خاطر آنکه آنان حقیقت برایشان روشن شده است ولی به جای آنکه تسلیم شوند، روی حقیقت را پوشاندهاند.