مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٣ - اصالت از آنِ حق است
کشاورزی میکنند و تولید مینمایند و داد و ستد میکنند و بالاخره توده مردمی که کار میکنند و چرخ جامعه را میگردانند، آنان به چشم شما نمیآیند ولی مَثَل آنها مَثَل آب زیر کف است و هارونها به طفیل وجود آنها زندگی میکنند و تو وظیفهات این است که با هارونها مبارزه کنی و مأیوس نگردی و نگویی که همیشه هارونها بودهاند که جامعه را اداره میکردهاند؛ خیر، بلکه همان موسی بن جعفری که در زندان هارون در کنار کاخی که عربدهها و مستیها از آن به گوش میرسد قرار گرفته است همو باقی میماند. گرچه فعلًا کسی اجازه ملاقات با او را ندارد، ولی در عین حال او در دل مردم به صورت یک نیروی حاکم بر هزاران نفوسْ جاودان میماند؛ اندیشه و فکر موسی بن جعفر ابدی میگردد و هارون با آن عظمت و کبکبه و دبدبه از بین میرود.
اینک پس از ذکر این مقدمات- گرچه اندکی به طول انجامید- میپردازیم به تفسیر دو مثل مورد بحث:
مَثَلُهُمْ کمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ ناراً ... مثل اینان مثل آن مردمی است که در بیابان هیچ وسیله روشنایی ندارند، آتشی را برمیافروزند که از نور این آتش استفاده کنند، ناگهان بادی میوزد و تمام آن آتش را یکجا خاموش میکند و دومرتبه آنان را در ظلمات فرو میبرد.
منظور از آتش و نور آن، همان نقشههای فریبکارانه گروه پیروان باطل است نه نور حق، چنانکه بعضی از مفسرین گفتهاند. توضیح مطلب:
انسان چند جور هدایت دارد: یکی هدایت غریزه است که در انسان ضعیف است ولی در حیوان قوی است. دیگر هدایت حس که به وسیله آن شناختهایی پیدا میکند، با چشم و با گوش و ... و دیگر هدایت عقل و فکر است، تا برسد به هدایت «وحی» که پیروان انبیا مشمول این هدایتاند.
پس فکر آدمی- هرچه باشد- برای انسان نوری است و روشنایی میبخشد.
البته گاهی این نور را انسان مطابق با نظام خلقت و در مسیر آنچه که خدا فرموده به کار میبرد؛ همان است که خداوند میفرماید: «ما هر موجودی را در راه خودش هدایت کردیم و کسانی که در راه هدایت ما قدم برمیدارند بر هدایتشان