درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣ - فی حقیقة السرعة و البطؤ و أنّهما لیسا بتخلّل السکون
بر مسافت و «مسافت» امری است منطبق بر جسم، پس اگر «حرکت» منتهی به اجزاء لایتجزی ـ که متکلمین به آن قائلند ـ بشود باید مسافت هم منتهی به چنین اجزائی شود و اگر مسافت منتهی به چنین اجزائی شود باید جسم هم منتهی به چنین اجزائی شود، در حالی که با براهینی ثابت شده که جزء لایتجزی ـ که متکلمین به آن قائلند ـ محال است.
پس این مقدمه را باید در نظر داشته باشیم که «حرکت» مجموع کونهای لایتجزی نیست، بلکه کون واحد است و قابلیت انقسامش به اجزاء هم در حدی متوقف نمیشود[١] .
مقدمه دوم این است: حال که حقیقت حرکت کونِ واحد تدریجی ممتد است اگر بنا شود که تخلل سکنات بشود معنایش این میشود که هر حرکتی مجموعی از چندین حرکت است که البته هر حرکتی خودش یک کون تدریجی است. مثلا اگر جسمی را میبینیم که در یک ساعت یک فرسخ راه را طی میکند، این حرکت در چشم ما کونِ واحد میآید. صاحب این نظریه میگوید: این گونه نیست، بلکه این حرکت مجموعی از اکوان است (یعنی مجموعی از حرکات است که هر حرکتی ولو اینکه خودش کون تدریجی است اما در وسطش سکون پیدا میشود) و چقدر در عالم اتفاق میافتد که شیئی حرکت میکند بعد ساکن میشود و دوباره حرکت میکند ولی چشم انسان این سکون را نمیبیند.
جواب این است: اگر مدت زمانِ حرکت از مدت زمانِ سکون بیشتر باشد، ممکن است همین طور باشد و به چشم نمیشود اعتماد کرد. اگر شیئی در خلال حرکت یک دقیقهایاش کمتر از یک دهم ثانیه سکون داشته باشد و دومرتبه حرکت کند، اینجا تخلل سکون شده ولی چشم انسان درک نمیکند. امروزه هم این مطلب ثابت شده که ممکن است شیئی در خلال حرکت ساکن شود، ولی سکونش آنقدر خفیف باشد که چشم آن را ادراک نکند.
ولی اگر زمان سکون بیشتر از زمان حرکت باشد چطور؟ در اینجا آیا ممکن است انسان حرکت ببیند و سکون نبیند؟ مثلا اگر از شصت دقیقه، پنجاه دقیقه در منزلهای بین راه ساکن باشد و مجموع حرکاتش فقط ده دقیقه باشد، آیا باز هم ممکن است چشم نبیند؟
این مطلب با مقایسه دو حرکت بهتر فهمیده میشود. دو جسم را در نظر بگیرید که یکی با سرعت ده کیلومتر در ساعت حرکت میکند و دیگری با سرعت نور. بنابراین لازم
[١] . اين مطالب در گذشته بارها گفته شده است.