درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٢ - فی انقسام الحرکة بانقسام فاعلها
حرکت ارادی و حرکت طبیعی
اما اگر مبدأ حرکت عاملی درونی باشد و ]حرکت[ از عاملی از ذات شئ سرچشمه بگیرد این هم باز دو قسم است: یا مقرون به شعور و ادراک است یا نه. اگر مقرون به شعور و ادراک بود به آن میگوییم حرکت ارادی، و اگر مقرون به شعور و ادراک نبود به آن میگوییم حرکت طبیعی.
نقد تقسیم مذکور
این، چهار قسمی بود که اینجا ذکر کردهاند. ولی این تقسیم تقسیم صحیحی نیست و شاید خود مرحوم آخوند هم در بعضی جاهای دیگر آن را قبول نداشته باشند، گرچه در اینجا آن را از کتابهای دیگران نقل کرده و رد شدهاند.
تقسیم حرکت به بالذات و بالعرض
حقیقت این است که اینجا تقسیمات متعددی است که با یکدیگر تداخل کردهاند. اگر بخواهیم درست تقسیم کنیم، از اول باید این طور بگوییم: «حرکت یا بالذات است یا بالعرض». این یک تقسیم است که ربطی به تقسیمهای دیگر ندارد.
تقسیم حرکت به بالطبع و بالقسر
بعد میگوییم هریک از این دو قسم[١] یا بالطبع است یا بالقسر. «بالطبع» اصطلاحا با «بالطبیعه» متفاوت است. حرکت بالطبع یعنی حرکتی که شئ لو خُلِّی وَ طَبعَهُ (یعنی اگر شئ را به ذات خود واگذاریم) آن را دارد. چنین حرکتی درونی است و به عوامل بیرونی ارتباط ندارد و اصطلاحا به آن «حرکت طبعی» میگویند، نه طبیعی.
اما اگر عاملی از بیرون در حرکت شئ دخالت کرده است، به این حرکت میگوییم حرکت قسری. پس تقسیم حرکت به بالطبع و بالقسر تقسیم جداگانهای است.
تقسیم حرکت به ارادی و طبیعی
تقسیم دیگر این است: مبدأ حرکت یا مقرون به شعور و اراده و ادراک است یا نه. اگر
[١] . يعنی بالذات و بالعرض.