درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٨
پیگیری مطلب به همان ترتیبی که خود مرحوم آخوند ذکر کردهاند :
شبهه ابوالبرکات بغدادی و فخر رازی
حالا وارد مطلب خود این آقایان به همان ترتیبی که خودشان ذکر کردهاند میشویم. مرحوم آخوند فرمود: قویترین شبههای که در اینجا هست شبههای است که ابوالبرکات بغدادی و فخرالدین رازی وارد کردهاند[١] . شبهه این است: برهانی که شما ذکر کردید مبتنی بر این است که حرکت از آن جهت که حرکت است استدعای زمان نداشته باشد و زمان و میزان سرعت حرکت را فقط و فقط معاوق تعیین کند[٢] ، و حال آنکه لِقائل أن یقول: مقداری از زمان مقتضای ذات حرکت است ولو اینکه عائقی در کار نباشد. (این اشکال کم وبیش با حرف امروزیها تطبیق میکند.) وقتی که این طور باشد پس در آن مثال سه جسم که ـ دیگر تکرار نمیکنیم ـ لازم نمیآید جسم «الف» که عدیمالمیل است با جسم «ج» که ذیالمیل الضعیف است، از نظر زمان یکی باشند تا لازمهاش این باشد که ذیالمعاوق و غیر ذیالمعاوق مشابه یکدیگر باشند و معاوقت، وجودش کالعدم باشد.
ما بیان این مطلب را در جلسه قبل عرض کردیم، منتها اینجا اول به تعبیر دیگری ذکر میکنند و آن این است: حرکت جسم بدون معاوق، یا ممکن است یا محال. اگر ممکن باشد، چون لازمه حرکت مقداری زمان است پس هر جسمی یک مقدار زمان را به اعتبار اصل حرکت میخواهد. و اگر حرکت جسم بدون معاوق محال باشد باز هم این برهان غلط است، چون شما آن را بر اساس یک امر محال اقامه کردهاید (یعنی یک امر محال را در برهان دخالت دادهاید) و در محل خودش ثابت شده که: المحال جاز أن یستلزم المحال[٣] . اینجا خودتان اول میگویید «حرکت
بدون معاوق محال است». بعد استدلال کردهاید: لازمهاش این است که عدیمالمیل با ذیالمیل المعاوق یکسان باشد. ما میگوییم: این محال از آن جهت لازم آمده که از اول فرض شما بر یک امر محال است.
مرحوم آخوند اصرار دارد که این اشکال را جواب دهد، لذا میگوید: ما هریک از این دو شق را انتخاب کنیم اشکالی لازم نمیآید. اگر شق دوم را انتخاب کنیم میگوییم: «حرکت عدیم المعاوق محال است» و محال بودنش را به این صورت بیان میکنیم:
[١] . من اخيرا مراجعه نكردهام ولی در حاشيه كتاب اسفار خودم نوشتهام: بلكه از لابلای كلمات شيخ هماجمالا اين مطلب استفاده میشود.
[٢] . به همان بيانی كه در جلسات قبل گفتيم.
[٣] . در جلد اول در مباحث ضرورت و امكان، اين مطلب را مفصل بحث كردهاند.