درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦١
غیرمتناهی شدةً و غیرمتناهی مدةً محال است و حرکت با سرعت صفر هم که حرکت نیست. حرکت همیشه میان صفر سرعت و غیرمتناهی سرعت است. باید ببینیم: این تعین و اینکه حرکتها همیشه میان صفر سرعت و غیرمتناهی سرعت در نوساناند، منشأش چیست؟ علت اختلاف انواع غیرمتناهی حرکت چیست؟
حالا حرفها خوب به یکدیگر مربوط میشود. خواجه که مفصلترین بیانها را در این زمینه کرده و مرحوم آخوند هم اینجا متکی به حرفهای اوست، حرفش این است: منشأ اختلاف سرعتها و اختلاف مراتب نمیتواند طبیعت باشد، چرا؟ (حال برگردیم به همان حرف اول) چون القوة لا تتصف بالزیادة و النقصان (طبیعت در اینجا همان «قوه» است) یعنی در قوه زیاده و نقصان معنی ندارد و قوهها همیشه متساویاند[١] ، بلکه گفتن «تساوی» هم در اینجا غلط است. کم و زیاد در قوه معنی ندارد، کم و زیادها همه به اثر مربوط است و کم و زیادی اثر هم به کم و زیادی معاوق مربوط است[٢] .
پس حرف اول خواجه این است: حرکت باید درجهای از سرعت و بطو را داشته باشد. او این طور تقسیم کرده: حرکات یا نفسانیاند یا طبعی و یا قسری. در حرکات نفسانی به اعتبار اینکه ارادیاند و اراده میتواند حد خاصی از سرعت و بطو را به حرکت بدهد، احتیاج به معاوق نیست. اما در حرکات طبعی و قسری، طبیعت و قاسر (یعنی فاعل) منشأ تفاوت نیست[٣] .
بنابراین قوه، اعم از اینکه طبیعی باشد یا قسری، نمیتواند منشأ تفاوت و اختلاف باشد[٤] . چه چیزی باقی میماند؟ میگوید: اگر بگویید «میلها[٥] اختلاف دارند نه مبدأ میلها»
[١] . میبينيد كه حرف خيلی عجيبی از كار درمیآيد.
[٢] . سؤال : ينتهی إلی ما بالذات؛ به لحاظ عرض و اثر هم كه باشد باز به قوه برمیگردد.استاد : نه، به قوه برنمیگردد. توجه كنيد! قوهها بالذات كم و زياد نيستند، بلكه كم و زياد در اثر پيدامیشود. اگر بگوييد «اثر تابع مؤثر است» جواب اين است: كم و زياد شدن [تأثيرِ] مؤثر به اعتبار كم وزياد بودن مانع است. پس در قوه كم و زياد نيست و هر قوهای اثر غيرمتناهی شدةً را اقتضا دارد، ولیاثر غيرمتناهی شدةً محال است و اثرها هميشه از نظر شدت متناهیاند و منشأ اين تناهی معاوق است.
[٣] . طبق بيانی كه ما عرض كرديم، بنا بر اصالةالوجود اگرچه طبيعت متصف به زياده و نقصان نمیشود،ولی متصف به شدت و ضعف میشود. همين میتواند ايرادی بر خواجه باشد و حق اين بود كه خودمرحوم آخوند اين ايراد را ذكر میكرد. البته شايد در حرفهای بعدی ايشان اشارهای پيدا كنيم كه پيداهم خواهيم كرد.
[٤] . البته علم امروز خلاف اين را میگويد.
[٥] . قبلا گفتيم كه ميل، همان حد وسط ميان خود حركت و مبدأ حركت است.