درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٩ - فی تحقیق مبدأ الحرکة القسریة
باشد و برای همین، مسأله دفع را[١] مطرح کرده است. ولی تجربیات امروز خلاف این مطلب را ثابت کرده است. تجربیات امروز ثابت کرده که اگر ما محیط را طوری قرار بدهیم که هیچ عامل بیرونی همراه جسم وجود نداشته باشد و ضربهای بر جسم وارد کنیم این جسم حرکت خودش را إلی الأبد ادامه میدهد و این که شما میبینید هیچ جسمی حرکتش را ادامه نمیدهد، برای این است که عایق در کار است. سنگی را که شما به هوا پرتاب میکنید این، هواست که مقاومت میکند و جلوی آن را میگیرد و همین طور سرعت حرکتش را کم میکند تا به صفر میرساند. این که وقتی چرخی را روی زمین هل میدهید، یک مقدار میرود و بعد میایستد، علتش از یک طرف هواست و از طرف دیگر تضریسات[٢] روی سطح زمین. و لهذا هرچه این تضریسات کمتر باشد این چرخ بیشتر میرود. اگر زمین را آسفالت کنید این چرخ بیشتر میرود و اگر به شکل شیشه در بیاورید باز بیشتر میرود. ولی بشر قدرت ندارد که فضا را از هر عایق و مانعی خالی کند، بالاخره هوا به شکلی وجود دارد و اگر هوا هم وجود نداشته باشد قوه جاذبه وجود دارد و خلاصه شاید هزاران نیرو و کشش که ما الان آنها را نمیشناسیم در عالم وجود داشته باشد. تجربیات در مجموع نشان داده است که مطلب اینچنین نیست که هر شیئی که بخواهد حرکت کند نیازمند به عامل محرکی است که همراه آن باشد (آن طور که ارسطو فرض کرده)، بلکه خاصیت جسم این است که هر حرکتی به آن بدهید این حرکت را در خود حفظ میکند و نگه میدارد مادامی که عامل دیگری پیدا نشده که تغییری در این حرکت ایجاد کند. (تغییر یعنی اینکه جهتش را عوض کند یا شدتش را کم یا زیاد کند و یا به صفر برساند.)
تفسیر فلسفی نظریه نیوتن از نظر دانشمندان جدید
آنوقت ]این علمای جدید[ میگویند: پس آن اصل مسلم ارسطویی که در فلسفه و بالخصوص در الهیات از آن استفاده میشد و دو هزار سال بر فیزیک حکومت میکرد و میگفت «حرکت نیازمند به محرک است» سقوط کرد. حرکت نیازمند به محرک نیست، بلکه تغییر حرکت نیازمند به علت است؛ یعنی اگر این شئ مثلا حرکت ١٠ درجهای دارد و
[١] . شايد مسأله جذب را هم طرح كرده باشد.
[٢] . [يعنی پستی و بلندیها، كه موجب اصطكاك میشود.]