درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٣
از یک طرف آن قوهای که سائق و راننده است و از طرف دیگر آن قوه یا قوههایی که عائق و مانعاند، و اگر حرکت صرفا با قوه سائق باشد و قوه یا قوای مانعی در کار نباشد لازمهاش این است که با سرعت غیرمتناهی صورت بگیرد و این، لازمهاش این است که حرکت در لازَمان صورت بگیرد، و حرکت در لا زَمان محال است.
اشکال دوم
مطلب دیگر این است که لازمه حرف شما این است که میزان سرعت و بطو هر حرکتی فقط بستگی داشته باشد به وجود عائق[١] . گفتید: «اگر عائق نباشد حرکت جسم باید با سرعت نامتناهی و در لا زَمان صورت بگیرد، پس باید عائق وجود داشته باشد تا حرکت، متناهی بشود». بسیار خوب، بعد که حرکت، متناهی شد میزان سرعتش چقدر است؟ در واقع شما میزان سرعت حرکت را وابسته کردید به میزان عائق، هر اندازه عائق بیشتر باشد سرعت کمتر است و هر اندازه عائق کمتر باشد سرعت بیشتر است به طوری که اگر فرض کنیم عائقی در کار نباشد باید سرعت غیرمتناهی باشد.
لقائل أن یقول: خود صورت جسمیه قطع نظر از عائق بیرونی و درونی، اقتضای مقداری از زمان را دارد. به تعبیر دیگر: حرکت از آن جهت که حرکت است اقتضای مقداری از زمان را دارد[٢] . مثل اینکه بگوییم: مقتضای ذات حرکت این است که با سرعت سیصد هزار کیلومتر در ثانیه باشد و از این بیشتر امکان ندارد، و سرعت هرچه بخواهد از این کمتر شود بستگی دارد به عائقها و مانعها[٣] .
بنا بر نظریه قدما جسم به هر حجمی که باشد اگر هیچ عائقی در کار نباشد ضعیفترین قوهها[٤] بیشترین سرعتها را که سرعت غیر متناهی باشد، ]در آن[ ایجاد میکند؛ مثلا کره زمین اگر در خودش عائقی نباشد، یعنی در خودش اقتضای بودن در یک جا نباشد، و اگر در جلوی آن، هوا یا ماده دیگری به صورت مانع وجود نداشته باشد، قوه
[١] . در باب خلأ اين حرف را گفتهاند و نظريه امروز هم متكی بر همين اصل است. روی اين مطلب بايدبيشتر دقت كنيم.
[٢] . اين مطلب را ممكن است به حركت نسبت بدهيم و ممكن است به جسم نسبت بدهيم، امروز بيشتر بهجسم نسبت میدهند ولی قدما به حركت نسبت میدادند.
[٣] . [علیالظاهر استاد جواب اين اشكال را به مباحث آينده موكول كردهاند.]
[٤] . مقصودم قوه خارجی است.