درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠ - فی تحقیق مبدأ الحرکة القسریة
این مطلب را به این مناسبت عرض کردم که در بحث فعلی خودمان شما میبینید که چهار تئوری فلسفی وجود دارد که هر چهار تا به یک نتیجه میرسد. اگر خودمان دنبال برهان نرویم و نظریه علمای امروز را که میگوید «حرکت نیازمند به محرک نیست» اخذ کنیم، به این نتیجه میرسیم که هر جسمی هر وضعِ حرکتی و سکونی که دارد، برای همیشه ادامه میدهد. اگر حرف متکلمین یا بوعلی یا صدرالمتألهین را نیز اخذ کنیم به همین نتیجه میرسیم. یعنی چهار فرضیه در آنِ واحد به یک نتیجه عملی میرسند. این خودش دلیل بر این است که رسیدن یک فرضیه به نتیجه عملی دلیل بر صحت آن فرضیه نمیشود. بله از آن طرف، اگر فرضیهای قابل آزمایش باشد باید به نتیجه عملی هم برسد.
پس معلوم شد که این حرف امروزیها که میگویند «یگانه معیار علم، عمل است» و کسی هم جرأت نمیکند آن را رد کند، قطعا باطل و نامربوط است.
بررسی نظریههای مطرح در مورد حرکت قسریه :
نقد نظریه متجددین
بنابراین ما برای تشخیص صحت و سقم این چهار نظریه باید برگردیم به معیارهای نظری و فلسفی خودمان. ]یکی از معیارهای نظری ما این است که[ قانون علیت، استثناءبردار نیست. اول میرویم سراغ نظریه متجددین. میگوییم: شما که میگویید «جسم هر وضع حرکتی یا سکونی داشته باشد، ]اگر به مانعی برخورد نکند[ برای همیشه این وضع را ادامه میدهد»، اگر مقصودتان این است (که ظاهر حرف هم همین است) که حرکت نیازمند به محرک نیست (یعنی قابل، کافی است و فاعل نمیخواهد[١] ) این بدون شک نقض قانون علیت است. اگر قانون علیت نقض
شود اصلا دیگر هیچ علمی[٢] در عالم وجود ندارد.
البته ممکن است کسی حرف این متجددین را به شکل دیگری که در اوائل این مباحث از اسفار خواندهایم تقریر کند و بگوید: من به تعبیر آنها که گفتهاند «حرکت نیازمند به محرک نیست» کاری ندارم، بلکه میخواهم این طور بگویم: «متحرک محرک هم
[١] . وقتی میگوييم «حركت نيازمند به محرك نيست» يعنی جسم كه حالتی را قبول كرده، همين طور اينحالت را ادامه میدهد و احتياجی به فاعل ندارد.
[٢] . حتی علمهای آماری.