درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠ - فی نفی الحرکة عن باقی المقولات الخمس بالذات
معنی دوم
دیگری چیزی است که آقای طباطبایی اسم آن را «حرکت در حرکت» گذاشتهاند و اصل مطلب هم درست است چه اسمش را «حرکت در حرکت» بگذاریم چه نگذاریم. این مطلب که مطلب خیلی خوبی است و از مختصات آقای طباطبایی هم هست این است که ایشان میگویند: چون ما حرکت جوهریه را اثبات کردهایم میگوییم به تبع حرکت جوهر اجبارا در تمام اعراض حرکت هست؛ چون وجود عرض وجود طفیلی و تبعی و غیرمستقل و جلوهای از وجود جوهر است و امکان ندارد که جوهر متغیر باشد و تابعش که عرض است ثابت باشد. بنابراین با ثبوتِ حرکت جوهریه، تمام عالم یکپارچه حرکت است و دیگر لزومی ندارد دنبال این بحث برویم که «آیا در اعراض حرکتی هست یا نه؟». خلاصه همین قدر که حرکت در جوهر را اثبات کردیم حرکت در جمیع اعراض، به تبع حرکت جوهر اثبات شده است.
بعد اگر از ایشان بپرسید: «پس چگونه است که گاهی اشیاءْ حرکت در یک عرض دارند و گاهی ندارند؟ مثلا در حرکت در أین، این جسم گاهی ساکن است و گاهی متحرک، یا این وضع گاهی ثابت است و گاهی متغیر، یا این کمیت گاهی ثابت است و گاهی متغیر، یا این کیفیت گاهی ثابت است و گاهی متغیر؛ اینها را چه میگویید؟» ایشان جواب میدهند: این حرکتها حرکتهای ثانوی است؛ یعنی در همان وقت که به حسب عرف، جسم ساکن است، چون جوهرْ متغیر است نسبت شیء با مکانش هم بالتبع متغیر است، ولی وقتی که این جسم را جابجا میکنید شیءِ متحرک در أین، در أین حرکت میکند و این میشود حرکت در حرکت[١] . پس شیء وقتی هم که ساکن است، چون جوهر تغییر میکند أین هم به تبع تغییر میکند. وقتی که شما شیء را حرکت میدهید شیئی که متغیر در ذات و متغیر در أین است، به نوع دیگر در أین حرکت میکند و أینش تغییر میکند. پس این شیء در آنِ واحد دو تغییر أینی دارد. این مطلب هم مطلب درستی است، حال میخواهید اسم این را «حرکت در حرکت» بگذارید، میخواهید نگذارید.
[١] . در مقام تشبيه مانند اين است كه در مورد زمين میگوييم يك حركت وضعی دارد و يك حركتانتقالی و هركدام از اين دو حركت سر جای خودش است.