درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٦ - فی انقسام الحرکة بانقسام فاعلها
یک سؤال
اینجا سؤالی مطرح شده است و آن این است: اگر حرکت نبض طبیعی باشد نمیشود تکرار شود؛ حرکت طبیعی مثل حرکت سنگ از بالا به پایین، یا ـ به قول قدما ـ حرکت هوا از پایین به بالا، وقتی به مقصد رسید میایستد. پس چرا حرکت نبض تکرار میشود؟
جواب
جواب این است: حرکت نبض تکرار میشود چون علتش تکرار میشود. قلب و جهاز تنفس همه به یکدیگر وابستهاند و وقتی هوای کثیف وارد ریه، قلب و خون میشود این حرکت پیدا میشود تا هوای کثیف را خارج کند، بعد هم دوباره میخواهد هوای پاکیزه را وارد کند. این است که علتها تجدید میشود معلولها هم تجدید میشود.
حرکت بالتسخیر
در اینجا مرحوم آخوند حرف نویی دارد. میگوید: «شایسته است یک نوع حرکت دیگر هم اضافه کنیم به نام حرکت تسخیری». این مطلب در کلمات شیخ و امثال او نیست و حرف خیلی خوبی هم هست. در باب علت و معلول[١] یکی از فاعلیتها را «فاعلیت بالتسخیر» مینامند، قهرا در میان حرکتها هم نوعی حرکت هست که حرکت بالتسخیر است. این حرکت بالتسخیر را میتوانیم حرکت طبیعی یا ارادی بنامیم، بلکه یک حالت بینابین میان حرکت ارادی و حرکت طبیعی است.
برای بیان حرکت تسخیری میگوییم: طبیعت به اقتضای ذات خودش چه بسا میلی دارد به جهتی؛ مثلا بدن انسان ـ یا بدن حیوان و بلکه حتی نبات ـ عبارت است از مجموعه عناصری که ترکیب شدهاند و خاصیت همه آنها در این بدن وجود دارد. ولی وقتی در این بدن نفْسی پیدا شد و متحد با آن شد این نفس از خودش دارای یک سلسله قوایی است که در طبیعت عناصر وجود ندارد، مثل قوه تغذیه و قوه تولید و قوه نموّ که در نباتات است، و قوای حسی و ارادی و شوقی که در حیوانات است، و یک سلسله قوای فکری و گرایشهای عالی که در انسان است. بدن در حالی که مَرکب نفس است قوایش مسخّر اراده نفس است؛ یعنی طبیعت کار میکند ]اما تحت سیطره نفس.[ الان هم در
[١] . در منظومه بايد خوانده باشيد، در خود اسفار هم هست.