درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٣
وقتی معاوقها به نسبت معین بود زمان هم به همان نسبت است، چون این خودش مجهول و مدعاست.
پس اصلا سیاق و نظم منطقی این برهان مخدوش است، کما اینکه برهان اول هم به نحو دیگری مخدوش بود. آن برهان، برهان دیگری بود گو اینکه مرحوم آخوند طوری ذکر کردهاند کأ نّه این برهان توضیح آن برهان است. اینها دو برهان جدا هستند که هر دو هم مخدوشاند[١] .
این بود خدشه این برهان از نظر منطقی. آن حرفی که بعدا دیگران میگویند، بر مبنای همین خدشه منطقی است، ولی آنها به این صورت منطقی که ما گفتیم، در برهان خدشه نکردهاند، بلکه همین طور ایراد گرفتهاند بدون اینکه بگویند تکلیف این برهان چه میشود.
یکی از شکوکی که بر این برهان وارد شده
بر این برهان شکوکی وارد کرده بودند که یکی از آنها شکی است که این خدشهای که ما وارد کردیم خیلی به درد آن میخورد. آن شک این است: این که شما گفتید «اگر نسبت معاوقتها یک نسبت معین شد زمان هم باید به همان نسبت باشد» بنا بر این فرضِ ثابتنشده است که سرعت و بطو فقط و فقط بستگی دارد به معاوق. این برهان مبتنی بر این اصل است که سرعت و بطو مطلقا بستگی دارد به معاوق؛ یعنی اگر هیچ معاوقی نباشد سرعت، غیر متناهی است و اگر معاوق زیاد باشد و برابر آن قوه باشد سرعت صفر است. ولی وَ لِقائلٍ أن یقول: سرعت و زمان[٢] تنها به معاوق بستگی ندارد، بلکه ذات
[١] . سؤال : چه دليلی داريم كه به نسبت معاوقت اختلاف پيدا نمیكنند؟ شايد به همين نسبت اختلافپيدا كنند.استاد : چه دليلی داريم كه اختلاف پيدا میكنند؟ شايد به اين نسبت اختلاف پيدا نكنند. شمامیخواهيد برهان اقامه كنيد.ـ اگر نيرو واحد باشد، معاوقت نيرويی است بر خلاف نيرويی كه ما وارد میكنيم پس بايد يك مقداراز آن نيرو را از بين ببرد.استاد : بله، به قول خودتان مقداری از آن نيرو را از بين میبرد نه همهاش را. شما كه برهان اقامهمیكنيد بايد ثابت كنيد كه اگر نسبت معاوقتها تغيير كرد، به عين همان نسبت، زمـان و سرعت هـمتغيير میكنند. اين را نمیتوانيد ثابت كنيد.
[٢] . زمان و سرعت با يكديگر توأماند.