درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨ - فی انقسام الحرکة بانقسام فاعلها
«این حرکتها ارادی است» ولی مقصود، ارادهای است که طبیعت را استخدام کرده است.
اصطلاح «تسخیر» در قرآن
و به همین معناست تعبیر و اصطلاح «تسخیر» که از قرآن هم گرفته شده است. قرآن کریم در مورد طبیعت و فعالیت طبیعت و رابطه طبیعت با ماوراء طبیعت تعبیر «تسخیر» را به کار برده است. طبیعت حالت بهخود واگذاشتگی ندارد، ولی این عدم به خود واگذاشتگی به این معنا نیست که طبیعت را به زور و قسر علی رغم خودش ]به چیزی وادار میکنند [و همیشه فاعلیت بالجبر در کار است. بسیاری از افراد نقش توحید و ماوراء طبیعت را در طبیعت، با فاعلیت بالجبر توجیه میکنند؛ یعنی میگویند همیشه طبیعت میخواهد به گونه ای عمل کند ولی ماوراء طبیعت مثل یک صنعتگر که روی یک صنعت کار میکند، به زور برخلاف مقتضای آن طبیعت یک عمل و نقشی روی آن میگذارد. نه، این گونه نیست که در طبیعت، قسر و جبرِ دائم باشد و خدا طبیعت را طوری خلق کرده باشد و بعد مثل صنعتگری که هدف او با هدفی که در طبیعت قرار دارد دوتاست، بیاید و کاری علیرغم طبیعت انجام دهد، بلکه خدای متعال طبیعت را طوری خلق کرده که قوایش رامِ یک سلسله قوای مدبّرهاند (فَالْمُدَبِّراتِ أمرآ)[١] که حکما از آنها تعبیر به «نفوس» میکنند و در لسان شرع از آنها تعبیر به «ملائک» شده است. طبیعت در تسخیر ملائک است آنچنان که بدن در تسخیر نفس است که فاعلیت طبیعت بدن در مقابل نفس نه فاعلیت بالجبر است و نه لافاعلیت و فاعلیت مستقیم خود روح.
اینجا معلوم میشود که چقدر نفس و وجود انسان آیت و آینه است برای شناخت عالم! اگر انسان بخواهد عالم کبیر را بشناسد، از روی این عالم صغیر خوب میتواند بشناسد.
به هر حال این اصطلاح «فاعلیت بالتسخیر» و «حرکت بالتسخیر» از مسائل بسیار شریف و عالی فلسفه اسلامی است و در هیچ یک از فلسفههای دیگر دنیا شما این مسأله را پیدا نخواهید کرد. مرحوم آخوند اینجا این مسأله را بالاشاره مطرح کردهاند و در جاهای دیگر هم آن را ذکر کردهاند و شاید در هیچ جا هم آنچنان که باید همه جوانبش را تشریح نکردهاند. به هر حال اصل این نظریه متعلق به ایشان است و این افتخار از آنِ این مرد بزرگ و بزرگوار است.
[١] . نازعات / ٥.