درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢ - فی الوحدة العددیة و النوعیة و الجنسیة للحرکة
منتها متعدد باشند یا نباشند. البته وقتی «حرکت» از نظر این سه امر، واحد شد از نظر مبدأ و منتها هم واحد است و امکانِ تعدد ندارد، ولی حرف این است که آنچه ملاک وحدت شخصی حرکت است وحدت موضوع و زمان و مسافت است ولو به حسب فرض مبدأ و منتها متعدد باشند[١] . کما اینکه وحدت و تعدد محرک هم تأثیری در وحدت حرکت ندارد؛ مثلا اگر حرکتی با نیرویی ایجاد شود و در وسط حرکت، نیروی دیگری جایگزین این نیرو شود[٢] این تعدد محرک سبب تعدد شخصی حرکت نمیشود.
عکس این مطلب خیلی واضح است؛ یعنی اگر مبدأ و منتها واحد شخصی باشند و این سه امر متعدد باشند حتما حرکت متعدد است. معلوم است که اگر دو جسم از یک مبدأ به سوی یک منتها حرکت کنند، چون دو جسم هستند حرکت هم دو تاست گرچه مبدأ و منتها یکی است.
ملاک وحدت بالنوع دو حرکت چیست؟
و اما مسأله وحدت بالنوع، که در اینجا از آن، تعبیر به «وحدت نوعی» کردهاند: چه چیز سبب میشود که دو حرکت واحد بالنوع شوند؟ یعنی چه چیز باعث میشود نسبت دو حرکت با یکدیگر نظیر نسبت زید و عمرو که داخل در نوع واحدند، شود؟ میفرمایند: سه چیز باعث وحدت بالنوع دو حرکت میشود: وحدت نوعی مبدأ، وحدت نوعی منتها و وحدت نوعی مسافت. پس اختلاف نوعی مسافت یا مبدأ و منتها سبب اختلاف نوعی حرکت میشود.
بنابراین اگر دو حرکت در یک ]نوع[ مسافت باشند (یعنی در یک ]نوع از[ مقوله باشند، مثلا هر دو ]یک نوع از[ حرکتِ أینی باشند) و از یک ]نوع[ مبدأ به سوی یک ]نوع [منتها هم باشند (مثلا هر دو از بالا به پایین یا از پایین به بالا باشند) این دو حرکت واحد بالنوعاند و متعدد شخصی.
اما اگر مبدأ و منتها اختلاف نوعی داشته باشند، ولو مسافتْ واحد باشد اینها دو نوع حرکتند. مثلا اگر در یک نوع مسافت (مثلا هر دو مسافت، خط مستقیم باشد) حرکتی از بالا به پایین باشد و حرکتی از پایین به بالا، اینها دو نوع حرکتند؛ یعنی دو نوع از یک
[١] . گرچه چنين فرضی تحقق ندارد.
[٢] . مثل اتومبيل يا هواپيمايی كه با نيروی موتوری حركت میكند و در وسط حركت، موتور ديگری راروشن كنيم و موتور اول را خاموش كنيم.