درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧ - فی تضاد الحرکات
متضاد باشد، این حرکتها متضادند[١] ، چه مبدأها متضاد باشند چه نباشند. به عبارت دیگر: اگر دو حرکت به سوی دو فعلیت متضاد باشند متضادند چه مبدأها متضاد باشند چه نباشند، ولی اگر غایتها و منتهاها متضاد نباشند حرکتها متضاد نیستند ولو مبدأها متضاد باشند. مثلا حرکت به سوی سیاه شدن و حرکت به سوی سفید شدن متضادند اعم از اینکه مبدأهای این دو حرکتْ متضاد باشند یا نباشند؛ یعنی اگر یک حرکت به سوی سیاه شدن باشد و دیگری به سوی سفید شدن و مبدأ آن که به سوی سیاه شدن است سفیدی باشد و مبدأ آن که به سوی سفید شدن است سیاهی، در اینجا دو حرکت متضادند و منتهاها و مبدأها هم متضادند. ولی ممکن است شیئی به سوی سیاه شدن برود اما نه از سفیدی و شیء دیگری هم به سوی سفید شدن برود اما نه از سیاهی. اینجا هم چون ]این دو حرکت[ به سوی دو جهت متضاد میروند متضادند. پس مبدأ دخالتی در تضاد حرکتها ندارد.
از طرف دیگر اگر مبدأها متضاد باشند ولی هر دو حرکت به سوی یک جهت باشند، این دو حرکت متقابل و متضاد نیستند[٢] . پس حرکتهایی متضادند که به سوی غایتهایی باشند که بین آنها غایةالخلاف است.
این هم نظریهای بود که مرحوم آخوند اینجا ذکر نکردهاند، ولی نظریه خوبی است.
[١] . گفتيم كه روی تضاد اصراری نداريم، مقصود «تقابل» است.
[٢] . سؤال : ... [صدای سائل در نوار مفهوم نيست.]استاد : بله، يك وقت دو حركت به صورت فردی هم غير قابل جمعند، يعنی يك جسم در آنِ واحد دوحركت فردی را هم نمیتواند داشته باشد، ولی اين، منظور ما نيست. اينكه دو حركت فردی قابل جمعنباشند از باب امتناع اجتماع مثلين است، ولی بحث ما در دو حركتی است كه متضاد و متغايرالماهيهباشند.