درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٢
اتومبیلی حرکت میکند باید هوا را بشکافد. در اینجا هوا عائق بیرونی است. هر وقت حرکت در ملأ صورت بگیرد مواجه با عائق بیرونی است.
اما عائق درونی در جایی است که حرکتی در شئ ایجاد شود در حالی که طبیعت این شئ اقتضای خلاف آن حرکت را دارد؛ مثلا سنگی را که اقتضای پایین آمدن دارد ما به طرف بالا ببریم. این سنگ را حتی اگر در خلأ هم بخواهیم بالا ببریم باز عائق هست، منتها عائق درونی.
پس حرف قدما این است که حرکت همیشه در میان دو قوه صورت میگیرد. به تعبیر دیگر: حرکت، تلاش است و تلاش همیشه در جایی است که از طرفی نیرویی میخواهد جسم را به سویی ببرد و از طرف دیگر چیزی مانع میشود. از نظر قدما یکی از معانی «تضاد» در باب حرکت همین است و این غیر از تضادهایی است که امروزیها در باب حرکت میگویند. حرف قدما این است که اگر حرکت بخواهد با مبدأ درونی صورت بگیرد باید در ملأ باشد؛ زیرا اگر در خلأ باشد لازم میآید که سرعت حرکت، غیرمتناهی باشد و در لا زَمان واقع شود.
یکی از براهینی که بر امتناع خلأ اقامه میکنند همین است؛ میگویند: اگر خلأ وجود داشته باشد لازم میآید حرکت در خلأ به سرعت غیرمتناهی صورت بگیرد، یعنی لازم میآید که حرکت در لا زَمان صورت بگیرد، و حرکت در لا زَمان محال است.
پس این بیان از این جهت ناقص است که همه جوانب مطلب را ذکر نکرده است. اصلا چنین بیانی ناقص است که بگوییم «جسمی که حرکت میکند، یا مبدأ آن حرکت در آن هست یا نیست. اگر هست فذاک[١] . و اگر نیست لازم میآید این حرکت اسهل باشد، پس باید با عائق صورت بگیرد»؛ چون «اگر نیست» دو حالت دارد: یا مبدأ ضدی در آن جسم هست یا نیست. این دو حالت را ما از خارج گفتیم ولی در متن نیاوردهاند. منتها نظر به اینکه ما مقصد و هدف این آقایان را از جاهای دیگر میدانیم، این اشکال را جدی نمیگیریم. حرف این آقایان مجموعا در دو باب، یکی در این فصل و یکی هم در فصل امتناع خلأ، بیان شده است. اساس نظریه اینها بر این است که حرکت از طرفی نیازمند به یک قوه محرکه است که آن را ایجاد کند و از طرف دیگر نیازمند به یک عائق است که مانع آن بشود. میگویند: حرکت همیشه در میان دو قوه متخالف و متضاد صورت میگیرد:
[١] . يعنی: فهو المطلوب.