درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤ - فی أنّ کل حرکة مستقیمة فهی منتهیة إلی السکون
اشکالی دیگر به قائلین به تخلل سکون
بعد مرحوم آخوند میگویند: ایراد دیگری که به حرف قدما گرفتهاند این است: شما میگویید «یک مقدار سکون پیدا میشود»، آن مقدار سکون چقدر است؟ یعنی باید یک مناط تقدیری در طبیعت وجود داشته باشد.
جواب
جواب میدهند: این بستگی دارد به خود جسم. ما در باب قوای جسم خواهیم گفت که مجموع قوا با حجم جسم رابطه معینی دارد. مانعی ندارد که رابطهای باشد میان مقدار سکون و مقدار حجم جسم و طبیعتی که در جسم است.
شبهه حبه مرمیه
بعد ایشان از قول قائلین به عدم تخلل سکون، مسأله حبه مرمیه را مطرح میکنند و میگویند: نفی کنندگان سکون میگویند: لازمه حرف شما که میگویید «سکون متخلل میشود» این است که اگر ما سنگی را به هوا پرتاب کنیم و مثلا یک کوه هم از بالا به طرف پایین در حرکت باشد، در وقت تلاقی، این سنگ باید متوقف شود و طبعآ کوه هم باید متوقف شود و حال آنکه قطعا چنان قوهای در مقابل چنین قوهای متوقف نمی شود.
جواب فخر رازی
فخر رازی جواب داده است: اینکه شما میگویید «کوه متوقف نمیشود» با استناد به حس است، در حالی که ما نمی توانیم از یک برهان علمی به خاطر حس دست برداریم؛ شاید یک لحظه بسیار کوچکی آن کوه متوقف میشود.
جواب مرحوم آخوند
مرحوم آخوند میگویند: ما که با اتکاء به برهان شیخ قائل به تخلل سکون شدیم این برهان را در جایی جاری میدانیم که دو حرکت، طبیعی باشند؛ یعنی دو حرکت واقعی و حقیقی باشند که شئ به حکم طبیعتش انجام میدهد. ولی در حرکتهای مجازی و