درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٩ - فی أنّ کل حرکة مستقیمة فهی منتهیة إلی السکون
برهان سوم
برهان سومی که اقامه کردهاند نزدیک به برهان دوم است و باز در مورد صاعد و هابط است. میگویند: آیا غایت یک حرکت میتواند متعلق به ضدش باشد؟ اگر بگویید «وقتی شیء حرکت میکند به طرف بالا، بدون هیچ وقفهای برمیگردد به طرف پایین و این دو حرکت به یکدیگر متصلند» لازمهاش این است که غایت صعود هبوط باشد. مثلا چیزی که از مرکز زمین در جهت محیط حرکت میکند و برمیگردد، چون هیچ وقفهای در کار نیست، حرکت واحدی است که که شیء میرود و برمیگردد. بنابراین باید این طور فرض کنیم که غایت صعود، هبوط است و غایت این ]حرکت[ که شیء الان رو به بالا میرود، آنجایی است که از آنجا فرار میکند، و حال آنکه هر حرکتی از یک نقطه فرار میکند و به سوی نقطه دیگری میرود و امکان ندارد که یک شیء همان نقطه مهروبٌ عنهاش عینا نقطه متوجهٌ الیهاش هم باشد.
رد برهان سوم
از این دلیل میتوان یک جواب نقضی داد که البته اینجا ذکر نشده است. جواب نقضی این است: شما در حرکات مستدیره چه میگویید؟ در حرکات مستدیره شیء از نقطهای حرکت میکند که به همان نقطه باز میگردد. پس همان نقطهای که مبدأ بوده عینا منتهاست. پس وحدت مبدأ و منتها لازم میآید. خلاصه این اشکال شما حداکثر این است که میگویید «لازم میآید مبدأ و منتهای حرکت یکی باشد»، ما میگوییم در حرکات مستدیره که مبدأ و منتهای حرکت یکی است، چه جواب میدهید؟ زمین که در حرکت وضعیاش به دور خودش میچرخد، از هر نقطهای که وضعش اختلاف پیدا میکند بیست و چهار ساعت بعد به همان نقطه برمیگردد، یا در حرکت انتقالیاش در هر نقطهای از مدار که هست بعد از یک سال به همان نقطه باز میگردد. این را چه جواب میدهید؟
شما آنجا جواب دادید «این مبدأ و منتها وحدت نوعی دارند نه وحدت شخصی» اینجا هم همین جواب را بدهید و بگویید: بودنش در این زمان در نقطه مبدأ، با بودنش بعد از برگشتن در همان نقطه، دو «بودن» است. چه مانعی دارد که بودنش در زمان بعد، غایت باشد برای بودنش در زمان قبل[١] ؟!
[١] . البته در حركات مستديره توجيهات ديگری هم ذكر میشود كه آن توجيهات هم در اينجا هست.