درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٥ - فی تحقیق مبدأ الحرکة القسریة
همیشه حفظ میکند، پس هر مرتبهای از حرکت مرتبه دیگر را تولید میکند. پس در حرکت، اصل توالد حکمفرماست[١]
همین تـئوری را میتوان به شکلی که بوعلی تفسیر کرده تفسیر کرد. بوعلی خودش در این مورد تعبیری دارد که میگوید: لو لا مصادمة الهواء المخروق لوصل الحجر المرمی إلی سطح الفلک. بعد میگوید: پس (یعنی تفسیر فلسفی مطلب این است) اگر عاملی از خارج یک وضع حرکتی را به وجود بیاورد، قبل از اینکه این وضع حرکتی به وجود بیاید میلی به وجود میآید و آن میلی که در اثر عامل خارجی به وجود آمده این حرکت را برای همیشه ادامه میدهد.
یعنی بوعلی هم مثل متکلمین اصل علیت را در حرکت قبول کرده ولی به شکل دیگری.
تفسیر صدرالمتألهین هم باز نوع دیگری تفسیر است.
آنچه میخواهم در اینجا متوجه شوید و عمده مطلب است این است که باید میان جنبه علمی و جنبه فلسفی قضیه تفکیک قائل شد. این دو جنبه آنقدر به یکدیگر نزدیک است که گاهی اشخاص به اشتباه میافتند. جنبه علمی قضیه فقط همین است که هر جسمی هر وضع حرکتی که داشته باشد اگر به مانعی برخورد نکند برای همیشه آن وضع را حفظ میکند. اما این که «پس حرکت نیازمند به محرک نیست» یا «پس حرکت حرکت را تولید میکند» یا «پس در اینجا میلی وجود دارد» یا «پس در جوهر این جسم تغییر پیدا شده است» تفاسیر فلسفی قضیه است.
حال در اینجا میخواهم قبل از اینکه به اثبات یکی از این نظریهها بپردازیم یک مطلب دیگر را عرض کنم. دلم میخواهد به این مطلبی که عرض میکنم خیلی خوب توجه بفرمایید چون در جاهای دیگر هم خیلی به دردتان میخورد.
نظریه شایع جدید: معیار صحت علم، عمل است
امروز در منطق نظریهای شایع و رایج شده که میگوید: معیار صحت یک قانون نتیجه عملی دادن است. قدمای ما علم را با علم تصحیح میکردند، یعنی معیار صحت علم را هم علم میدانستند، و اصلا منطق ما بر همین معیار بنا شده است. منطق ما از اول بر این
[١] . به قول ماركس: توالد خودرو.