درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٨
نداشته باشد، ملأ که وجود دارد. ما یک ملأ مساوی فرض میکنیم و میگوییم: این سه جسم با یک نوع ملأ روبرو هستند[١] .
وقتی که این سه جسم با یک نوع ملأ روبرو باشند این برهان در اینجا هم جاری است. میگوییم: جسم عدیم المعاوق مسافت معین را در یک ثانیه طی کرده، جسم ذی المعاوق الداخلی القوی در همان ملأ این مسافت را در ده ثانیه طی کرده، و جسم ذی المعاوق الداخلی الضعیف ـ که نسبت معاوقتش با جسم دوم برابر است با نسبت زمان جسم اول به جسم دوم ـ نیز همین مسافت را در همان ملأ طی کرده. پس این برهان در اینجا هم جاری شد.
بنابراین خلاصه مطلب این است که اگر این برهان فقط با فرض خلأ جاری بود میگفتیم «چون خلأ محال است این برهان جاری نیست». ولی این برهان در جایی که این سه جسم مفروض در ملأ متساوی حرکت کنند نیز جاری است. پس این اشکال هم به کلی منتفی است.
تتمّةٌ
بعد مرحوم آخوند در یک «تتمّةٌ» به مطلبی اشاره میکند که ما در اول بحث به آن اشاره کردیم و آن این است: همه این بحث برای این بود که اثبات کنیم در درون هر جسمی اقتضای حرکتی هست، حال یا اقتضای حرکت مستقیم و یا اقتضای حرکت مستدیر. اصلا مدعا در اینجا این است که در درون هر جسمی قوه محرکهای که در آن، اقتضای حرکت روی خط مستقیم یا منحنی است، وجود دارد؛ یعنی جسمی وجود ندارد که در درون آن اقتضای هیچ حرکتی نباشد. همین را به اعتبار دیگر «صورت نوعیه» میگویند. البته این، یک قسم از صورت نوعیه است. بحث صورت نوعیه در این فلسفه[٢] اهمیت زیادی دارد؛ یعنی اگر نتوانیم صورت نوعیه را اثبات کنیم، خیلی از مسائل این فلسفه بیمبنا باقی میماند. مسأله صور نوعیه را مفصلا در باب جواهر و اعراض در مبحث جواهر بحث کردهاند. پس مسأله صور نوعیه ارزش فوقالعادهای دارد.
ولی آیا اثبات صور نوعیه منحصر است به اثبات مطلبی که در اینجا گفتیم؟ یعنی آیا صورت نوعیه منحصر به مبدأ میل است؟ یا نه، اولا صورت نوعیه منحصر به مبدأ میل
[١] . اين مطلب را حاجی هم در حاشيه فرموده است.
[٢] . [يعنی حكمت متعاليه.]