درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٧ - فی انقسام الحرکة بانقسام فاعلها
بدن ما کار هضم را طبیعت انجام میدهد، یعنی کار هضم یک عمل شیمیایی یا احیانا فیزیکی و خلاصه یک عمل طبیعی است، اما این عمل طبیعی در جهت خاصی است که نفس اقتضا میکند. به عبارت دیگر این قوای طبیعی عُمّال قوای نفسانیاند.
این گونه نیست که بتوانیم بگوییم «کار هضم را اراده نفس انجام میدهد» ]بلکه باید گفت: قوه هاضمه در تحت اراده نفس کار هضم را انجام میدهد.[ اگر اراده نفس ]مستقلا این کارها را انجام میداد[ پس باید همه معالجات انسان، روانی باشد و هیچ معالجه پزشکی در کار نباشد و حال آنکه معالجه پزشکی سر جای خودش باقی است. معالجه پزشک معالجه طبیعی است. بیماریهای طبیعی بیماریهای مادی است و معالجاتش هم معالجات مادی است. ولی در عین حال یک نوع وابستگی میان این قوای طبیعی و قوای نفسانی هست[١] . دلیل این مطلب این است که احیانا معالجات روانی در معالجات جسمانی مؤثر است. چرا تلقین در بیماری مؤثر است؟ هرچه بیشتر و قویتر به بیمار تلقین کنند خوب میشوی، بدون شک اثر بیشتری میگذارد. من نمیخواهم بگویم تلقین اعجاز میکند (البته در موارد خاصی اعجاز هم میکند) ولی در اینکه تلقین اثر فوقالعادهای در بیماریهای جسمانی دارد شکی نیست. اگر به بیمار بگویند خوب میشوی، کمکی میشود از راه روحی و روانی به قوای بدنیاش. اگر قوای بدنی تحت تأثیر و تسخیر قوای روحی نبودند چنین کمکی محقق نمیشد. شاید بعضی خیال میکنند در اینجا روح مستقیما وارد عمل میشود و طبیعت را کنار میزند، ولی این طور نیست، بلکه طبیعت ابزار دست و مسخَّر روح است. تمام این قوای طبیعی به نحو مرموزی در اختیار و مورد تسلط و رام روح و روان هستند به طوری که ]روحْ[ طبیعت را به فعالیت و عمل بیشتر وادار میکند. برعکس، اگر به بیمار بگویند حتما میمیری، دیگر هیچ دوایی در حال او اثر نمیکند و طبیعت هم خودش را از دست میدهد. این است که میگویند روحیه برای بیمار فوقالعاده مؤثر است.
به هر حال این نظریه نظریهای بسیار عالی است که میگوید فعالیتهای بدنی در انسان و حیوان (مثل حرکت قلب و حتی حرکتهای پایینتر مثل حرکت معده و کبد و فعالیتهایی که در خون وجود دارد) به یک معنا نه طبیعی است نه ارادی و به معنای دیگر هم طبیعی است هم ارادی. میتوان گفت «این حرکتها طبیعی است» ولی مقصود، طبیعت استخدام شده و رام شده و مسخّر شده به وسیله قوه مافوق است. و میتوان گفت
[١] . ما اينجا در مقام اثبات اين مطلب نيستيم، فقط اشاره میكنيم.