درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٢
لا زَمان صورت بگیرد و این محال است. حال، طرف صحبت ما کسانی هستند که میگویند «جسم عدیم المیل محال نیست و حرکت عدیم المیل هم بالاخره در زمان صورت میگیرد[١] ». برهانی که اقامه میکنیم به این صورت
است: بعد از اینکه این مقدمه را ثابت کردیم که زمان و مسافت و سرعت، سه امر متناسبند و اگر دو شئ در دوتای از اینها متفق بودند قهرا در سومی هم متفقاند ، و نیز اگر در یکی متفق بودند و در دیگری به نسبت معین اختلاف داشتند، در سومی هم به همان نسبت معین اختلاف دارند، میگوییم: سه جسم را فرض کنید که اولی (الف) عدیم المیل است و دومی(ب) قوی المیل المخالف است و سومی(ج) ضعیف المیل المخالف است. شما میگویید «حرکت جسم عدیم المیل مانعی ندارد» و قبول دارید که حرکت جسم عدیم المیل زمان میخواهد. فرض میکنیم جسم «الف» مسافت معینی را در یک ثانیه طی میکند. میرویم سراغ قوی المیل. جسم «ب» قهرا و قطعا این مسافت معین را در زمانی برابر با زمان جسم «الف» طی نمیکند؛ چون لازم میآید وجود معاوق و عدم معاوق علیالسویه باشند و چنین چیزی محال است. پس قوی المیل این مسافت را در زمان بیشتری طی میکند. حال شما فرض کنید این زمانِ بیشتر ده برابر است؛ یعنی اگر مثلا جسم «الف» در یک ثانیه طی کرده، جسم «ب» در ده ثانیه طی کرده است.
حال میآییم سراغ جسم «ج». آیا میتوان جسم دیگری فرض کرد به نام جسم «ج» که آن هم ذی المیل و ذی المعاوق باشد ولی ذی المیل الضعیف و ذیالمعاوق الضعیف و نسبت معاوقتش با معاوقت ذی المیل القوی، همان نسبت زمان ذیالمیل القوی با زمان عدیم المیل باشد؟ (یعنی معاوقت جسم «ج» عُشر معاوقت جسم «ب» باشد.) بله، مانعی ندارد. بسیار خوب، ولی اگر چنین چیزی باشد، چون مقدار معاوقت جسم «ج» عُشر مقدار معاوقت جسم «ب» است لازم میآید که مقدار زمانی هم که لازم دارد عُشر زمان جسم «ب» باشد؛ یعنی برابر باشد با زمان عدیم المیل (جسم الف) و چنین چیزی محال است؛ چون بالاخره در ذیالمیل الضعیف، معاوقی هست و محال است که حرکت ذی المعاوق ولو معاوقش ضعیف باشد، از نظر زمان برابر باشد با حرکت عدیم المعاوق.
[١] . اينها نمیگويند «حركت عديم الميل در لازَمان است» چون محال بودن چنين چيزی واضح است.