درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣١
هیچ قوهای و مبدأ هیچ میل مستقیم یا مستدیری نیست) و دیگری ذی المیل المخالف[١] است (یعنی در آن، معاوقی هست که نمیخواهد در جهتی که آن را حرکت میدهیم حرکت کند). اگر با دو قوه متساوی این دو جسم را در دو مسافت متساوی به حرکت دربیاوریم، آیا زمان این دو یکی خواهد بود؟ ما ضربه ای به این جسم که دارای معاوق است وارد میکنیم و عین همین ضربه را به جسم دیگری که معاوق ندارد وارد میکنیم و هر دو به حرکت در میآیند تا میرسند به آن طرف این ساختمان (یعنی مسافت یکی است و قوهای هم که بر آنها وارد شده یکی است). حال، آیا زمان این دو هم یکی خواهد بود؟ نه، مسلما جسم عدیم المیل این مسافت را در زمان کمتری طی خواهد کرد؛ یعنی با سرعت بیشتر و در زمان کمتری. اگر زمان ]این دو حرکت[ برابر باشد لازم میآید شیءِ با عائق و شیءِ بدون عائق متساوی باشد و این، محال است. پس زمان ذیالعائق از زمان غیر ذیالعائق بیشتر خواهد بود، ]و به عبارت دیگر :[ زمان ذی المیل از زمان عدیم المیل بیشتر خواهد بود. تا اینجا مطلب درست است و اشکالی ندارد.
حال جسم سومی فرض میکنیم که مثل جسم دوم ذیالمیل است و معاوق دارد (یعنی عدیم المیل نیست) ولی معاوق آن، عُشر معاوق جسم دوم است. بر جسم اول (جسم الف) که عدیم المیل بود ضربه ای وارد کردیم که این مسافت معین را در یک ثانیه طی کرد. بر جسم دوم (جسم ب) نیز ضربهای ]معادل همان ضربه[ وارد کردیم و همین مسافت را در ده ثانیه طی کرد. حال اگر ]معادل همان ضربه را[ بر جسم سوم (جسم ج) وارد کنیم، این مسافت را در چه مقدار ]زمانی[ طی میکند؟ علی القاعده چون عائق در جسم سوم عُشر عائقی است که در جسم دوم بوده، پس باید این مسافت را در عُشر زمانی که جسم دوم طی کرده، طی کند؛ یعنی برابر زمانی که جسم عدیم المیل طی کرده است. میگوییم: چه اشکالی دارد؟ میگوید: بنابراین لازم میآید عدیم المیل (جسم الف) و ذیالمیل الضعیف (جسم ج) یکسان باشند، در حالی که محال است عدیم العائق و ذیالعائق یکسان اثر بپذیرند.
درست توجه کردید! مدعا این است: کلّ جسم لابدّ أن یکون فیه مبدأ میل مستقیم أو مستدیر، و این که جسم عدیم المیل محال است. چرا جسم عدیم المیل محال است؟ چون هر جسمی امکان حرکت دارد و اگر جسم، عدیم المیل باشد لازم میآید حرکتش در
[١] . در اينجا مقصودشان از «ذی الميل»، صاحب ميل مخالف است.