درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٣ - فی أن المستقیمة من الحرکة لا تضادّ المستدیرة
دلیل اول بر اینکه دو حرکت مورد بحث، متضاد نیستند
اینجا برای عدم تضاد این دو حرکت چند بیان میآورند. بیان اول بیان دقیقی است که در باب جواهر و اعراض بحث خواهد شد و در گذشته هم به آن اشاره شده است و آن این است: آیا خط مستقیم و خط منحنی دو فرد از یک نوعند، یا دو نوعِ مختلف از خط هستند؟ یک وقت میگوییم خط مستقیم و خط منحنی دو فرد یا دو صنف از نوعِ خط هستند[١] ، و یک وقت میگوییم این دو، دو نوع از خط هستند وخط به منزله جنس آنهاست. اگر این دو را یک نوع بدانیم لازمهاش این است که یک خط بتواند مستقیم باشد، بعد تغییر حالت پیدا کند و منحنی شود؛ مثل انسانی که سفید است و تغییر حالت پیدا میکند و سیاه میشود؛ اینجا با تغییر حالت، به نوعیت صدمه وارد نمیآید. ولی اگر بنا شود خط مستقیم و خط منحنی دو نوع باشند لازمهاش این است که واقعیتِ یکی از بین برود تا واقعیت دیگری روی کار بیاید، حال یا از طریق حرکت در ذات و یا از طریق کون و فساد، و به هر حال باید یکی معدوم شود تا دیگری موجود شود. اگر بنا شود شیئی که فرد یک نوع است فردِ نوع دیگر شود، جز به اینکه ماهیتش تغییر کند و فسادی بر آن عارض شود امکانپذیر نیست[٢] .
این آقایان در باب خط مستقیم و خط منحنی معتقدند که محال است خط مستقیم به خط منحنی تبدیل شود و بر عکس، و هر جا ابتدائا انسان چنین چیزی خیال کند، در واقع به این صورت است که یکی معدوم شده و دیگری به وجود آمده است. حکما معتقدند امکان ندارد واقعیت خط مستقیم محفوظ بماند و صفت استقامتش به انحنا تبدیل شود، یا اینکه خط منحنی ذاتش باقی بماند و صفت انحنایش تبدیل به استقامت شود.
اگر ما این مطلب را که در باب جواهر و اعراض بحث کردهاند قبول کنیم، حرکت روی خط مستقیم و حرکت روی خط منحنی از قبیل دو امری که توارد بر موضوع واحد کنند، نیستند. متضادان «امران یتواردان علی موضوع واحد» میباشند، نه «امران
[١] . يعنی «خط» نوع است و «مستقيم بودن» و «منحنی بودن» از مشخصات فردی است. طبق اين قولاختلاف خط مستقيم با خط منحنی نظير اختلاف زيد و عمرو است؛ «انسان» نوع است و اختلاف زيدبا عمرو در رنگ و حجم و... میباشد. اگر هم خط مستقيم و خط منحنی را دو صنف بدانيم اختلافشاننظير اختلاف انسان سياه با انسان سفيد میشود.
[٢] . مثلا اگر آب بخواهد هوا شود بايد در آن تفاسدی پيدا شود تا هوا به وجود آيد.