درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٥ - فی انقسام الحرکة بانقسام فاعلها
است، ولی ما میبینیم که حرکت تنفس بر خلاف حرکت نبض، به اراده انسان بستگی دارد. اگر انسان بخواهد که نبضش تندتر بزند تندتر نمیزند و همچنین اگر بخواهد کندتر بزند یا متوقف شود، ولی تنفس در اختیار انسان است؛ انسان میتواند تنفسش را تند یا کند یا عمیق یا مدت محدودی حبس کند. پس تنفس به این مقدار در تحت اراده انسان است.
کسانی که میگویند حرکت نَفَس ارادی نیست میگویند: انسان در حال خواب و حتی حال بی هوشی[١] هم نفس میکشد و این دلیل بر این است که تنفس ارادی نیست.
جوابی که اینجا به این افراد میدهند این است که این مقدار مانعی ندارد؛ چون چنین نیست که انسان در حال خواب و حتی بی هوشی تسلط شعور و ادراک بر بدنش به کلی از بین رفته باشد و اساسا غیر مدرک باشد، بلکه انسان در حال خواب هم درجهای از ادراک را دارد و خیلی از کارهای ادراکی در حوزه بدن صورت میگیرد.
در همین زمینه گاهی سؤال معما ]گونهای[ مطرح میکنند، میگویند: وقتی شخصی خواب است و شما او را صدا میکنید و بیدار میشود، آیا اول بیدار میشود بعد صدای شما را میشنود، یا اول صدای شما را میشنود بعد بیدار میشود؟ اگر اول بیدار میشود بعد صدای شما را میشنود، پس با صدای شما بیدار نشده است و حال آنکه اگر شما او را صدا نکنید بیدار نمی شود، و اگر اول صدای شما را میشنود بعد بیدار میشود، میگوییم فرق آدم خواب با آدم بیدار این است که آدم خواب نمیشنود ولی آدم بیدار میشنود.
جواب این است که انسان در عالم خواب، هم میشنود هم نمیشنود؛ چون انسان در عالم خواب در درجهای از بیداری است و هیچ خوابی به تمام درجه خواب نیست.
پس این چیزها دلیل نمیشود بر اینکه انسان در حال خواب هیچ ارادهای نداشته باشد تا بگوییم بنابراین نَفَس به کلی از اراده انسان خارج است.
بلکه مرحوم آخوند نظریه دیگری دارد که میگوید: اصلا تمام اعمال بدن انسان حتی اعمال قلب ارادی است. ایشان در بعضی جاها این نظریه را مطرح کرده است و ای کاش در اینجا هم بیان میکرد!
[١] . البته اينها حال بی هوشی را نگفتهاند.