درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢ - فی أنّ کل حرکة مستقیمة فهی منتهیة إلی السکون
گاهی «صورت نوعیه»، و به هر حال آن قوه یا صورت نوعیه را منوِّع این شیء و جزء جوهر آن میدانستند. تا اینجا مطلب مطلب درستی است و ما هم قبول داریم و خود صدرالمتألهین هم خیلی روی آن تکیه دارد؛ یعنی همه اجسام عالم در دو چیز با یکدیگر مشترکند: یکی ماده اولی (به همان معنای فلسفیاش) و دیگری جرمیت و جسمیت.
در اصطلاح امروزِ فیزیک وقتی میگویند «ماده» مقصود همان چیزی است که حکمای ما آن را «صورت» میگویند؛ یعنی صورت جسمیه. تمام اجسام عالم، اعم از عناصر و مرکبات و ذراتی که مقدم بر عناصر هستند، در جرم که منشأ فرض ابعاد سهگانه است با یکدیگر مشترکند. ولی در عین حال این اجزاء عالم با یکدیگر وحدت ندارند بلکه اختلاف اثر دارند آنهم چه اختلاف اثری! (اعم از اینکه این اختلافات در اثر تکامل باشد یا نباشد). به هر حال عناصر با یکدیگر اختلاف دارند و هر کدام یک سلسله آثار و خواص مخصوص به خود دارند. همچنین انواع مرکباتِ جمادی و نباتی وجود دارد الی ما شاءالله، انواع حیوانات وجود دارد الی ما شاء الله و همه اینها با یکدیگر اختلاف نوعی دارند[١] .
منشأ این اختلاف نوعی چیست؟ اینجاست که راجع به «منوِّع» خیلی بحثها هست ولی چون فعلا این بحث برای ما مطرح نیست همینقدر عرض میکنیم که قدما قائلند به امری که آن را به نامهای مختلف مینامند، گاهی «طبیعت» مینامند و میگویند «طبیعت هر عنصر با طبیعت عنصر دیگر مغایر است» و گاهی آن را «صورت نوعیه» مینامند و میگویند «صورت نوعی این با صورت نوعی آن مغایر است» و گاهی «قوه جوهری» مینامند و میگویند «آن قوهای که متحد با این است با قوه متحد آن دیگری مخالف است».
تا این مقدار را قدمای قبل از بوعلی هم گفته بودند. آنها میگفتند: وقتی ما جسمی را رها میکنیم و از بالا به پایین میآید، فاعل مباشر بلاواسطه همان طبیعت و صورت نوعیه و همان قوهای است که در آن است.
[١] . البته بعضی اصلا اختلافات نوعی را از بيخ و بن انكار كرده و گفتهاند «اصلا اختلاف نوعی در عالموجود ندارد و اين اختلافات اختلافات عرضی است»، ولی اين حرفی است كه مادّيون قرن نوزدهمگفتهاند اما حتی ماديون امروز هم به شدت مخالف اين نظريه هستند. مخصوصا نظريه «گذر از كميتبه كيفيت» كه در واقع مصدرش گذر از كيفيت به ماهيت جديد است، همين است كه اختلاف نوعیواقعا در ميان اشياء وجود دارد.