درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠ - فی أنّ کل حرکة مستقیمة فهی منتهیة إلی السکون
اما جواب حلی: این اشکال مبنی بر این است که این دو حرکت یک حرکت باشد؛ وقتی که یک حرکت باشد این اشکال لازم میآید که «چطور ممکن است حرکت واحد مبدئش همان منتها باشد و همان نقطهای که شیء از آن فرار میکند مطلوبش باشد؟». ولی اگر گفتیم «اینها دو حرکت سر به هم داده متصل به یکدیگرند» اینجا دو مبدأ است و دو منتها؛ این حرکت تا آن نقطه اوج که میرسد مبدئش اینجاست و منتهایش آنجا، از آنجا وضعش تغییر میکند و مبدأ برایش میشود منتها و منتها برایش میشود مبدأ.
برهان چهارم
در برهان چهارمی که قدما اقامه کردهاند اشکال را در حرکات کیفی آوردهاند. مبنای این اشکال این است که آیا ممکن است شیئی استعداد خودش را داشته باشد یا نه؟ اگر شیئی امری را بالفعل دارد، دیگر استعداد همان امرِ بالفعل را نمیتواند داشته باشد، بلکه باید استعداد امر دیگری را داشته باشد. مثلا جسم أبیض، مستعد الأبیضیه نیست، یعنی لیس فیه قوة الأبیضیه، بلکه مثلا فیه قوة الأحمریه یا قوة الأسودیه. حال اگر شیئی از بیاض به سواد حرکت کند و بعد دوباره سواد به بیاض برگردد، چنانچه بین اینها سکون متخلل بشود، دو حرکت است و مانعی ندارد؛ در بیاض قوه سواد است و بعد در حرکت ثانوی در سواد قوه بیاض است. ولی اگر مجموع اینها یک حرکت باشد که از بیاض به سواد و از سواد به بیاض است، لازم میآید در بیاض قوه بیاض باشد؛ یعنی این أبیض حرکت میکند برای اینکه أبیض بشود.
رد برهان چهارم
جواب این برهان هم با توجه به حرفهای گذشته خیلی واضح است. اولا[١] : این اشکال هم مبنی بر این است که ما همین قدر که میگوییم «سکون نیست» یعنی یک حرکت است، و حال آنکه ما گفتیم در عین اینکه سکون نیست دو حرکت است؛ مثل همان دو ]ضلع [است که بینشان فاصله وجود ندارد ولی دو خط هستند. اینجا هم میان دو حرکت فاصله وجود ندارد و سکونی متخلل نشده ، ولی دو حرکت است. وقتی دو حرکت باشد این
[١] . اين جواب را در اينجا به طور كامل ذكر نكردهاند.