درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٤
مثال گفتید «این دو حرکت در مسافت اتحاد دارند» و بعد به جای اینکه زمان یا سرعت را به عنوان آنچه در آن اختلاف دارند بیاورید، معاوق را در کار آوردید و گفتید « اینها (یعنی جسم ب و جسم ج) در معاوقت با یکدیگر اختلاف دارند». این چه ربطی دارد به اینکه جسم «ج» با جسم «الف» که اصلا معاوق ندارد، یکی از آب در بیایند؟! جسم «الف» و جسم «ب» مسافت واحدی را در دو زمان طی کردهاند، یکی در یک ثانیه طی کرده و دیگری در ده ثانیه. نتیجه این است: پس سرعت اینها هم به همین نسبت است؛ یعنی سرعت عدیم المیل ده برابر سرعت ذیالمعاوق است. خوب، این حرف درستی است که به حرف شما ارتباط ندارد. شما در تناسب دوم میگویید : ذیالمعاوق القوی مسافتی را در یک ثانیه طی کرده و ذی المعاوق الضعیف همان مسافت را در ده ثانیه طی کرده است. اتفاقشان در مسافت است و اختلافشان در معاوقت. اشکال این است: معاوقت جزء ثلاثه متناسبه نیست.
توجه داشته باشید که مدعا این است که سرعت و بطو فقط و فقط به معاوقت بستگی دارد و اگر معاوقی نباشد سرعت، غیر متناهی است؛ یعنی میخواهیم ثابت کنیم که حد معین از سرعت و بطو به معاوقت بستگی دارد. اگر بخواهیم با این براهین این مطلب را ثابت کنیم، تا اینجا که فعلا رسیدهایم میگوییم این براهین قابل مناقشه است؛ البته نمیخواهیم بگوییم این مناقشهها باز قابل مناقشه نیست، ما فعلا فقط مناقشهها را ذکر میکنیم.
شکوک و إزاحاتٌ
خود مرحوم آخوند اینجا تحت عنوان «شکوک و إزاحاتٌ» اشکالاتی را که بر این برهان وارد است یکی پس از دیگری ذکر میکنند، که البته این اشکالات در کتابهای دیگر هم مطرح است.
شک اول
یک اشکال این است: شاید در میان میلها یک حد معینی از میل باشد که دیگر اضعف از آن وجود نداشته باشد. ببینید! در باب اجسام نظریهای هست که بعضی میگویند: جسم تا یک حد معینی کوچکی را میپذیرد و بیشتر از آن حد معین، دیگر کوچکی نمیپذیرد. (فلاسفه این نظریه را قبول ندارند و میگویند جسم در هر حدی که باشد باز قبول میکند