درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٧ - فی تحقیق مبدأ الحرکة القسریة
اگر ما قائل شویم که شئ باید طبیعت هوا یا آتش یا طبیعت پنجمی پیدا کند تا به بالا برود، میگوییم: وقتی به این سنگ ضربه وارد میکنیم در همان حال که سنگ است آن طبیعتِ دیگر را هم پیدا میکند.
اشکال مرحوم آخوند به شیخ
آنوقت مرحوم آخوند به شیخ ایراد میگیرد و میگوید: ما از شما که میگویید «در اینجا منشأ حرکت، میل است» میپرسیم: این میل از کجا پیدا شد؟ اگر بگویید «منشأ میل، همان قاسر است» میگوییم: پس اشکال عود میکند؛ چون ما میگوییم : قاسر که از بین رفت باید میل هم از بین برود، در حالی که در اینجا قاسر از بین میرود ولی میل که یک کیفیت است ادامه دارد. ناچار شما باید در حرکتهای قسری هم، میلها را به خود طبیعت مستند کنید و بگویید: این، طبیعت است که موجود و باقی است وآنآ فآنآ ]حرکت را ایجاد میکند [و همان طور که میلهای طبیعی به خود طبیعت مستند است میلهای قسری هم به خود طبیعت مستند است. وقتی شما ضربهای بر یک سنگ وارد میکنید این ضربه بی نقش نیست و نقش اساسی هم دارد، نقشش این است که به نوعی طبیعت و جوهر این سنگ را تغییر میدهد. حال گاهی این ضربه خفیف است و نیرو ندارد که طبیعت این سنگ را آنقدر عوض کند که طبیعت مقسور بر طبیعت اصلی غالب شود، در اینجا این سنگ بالا نمیرود. ولی اگر ضربه را شدید وارد کنید، به هر درجه که این ضربه شدیدتر باشد این طبیعت جدید، قویتر در این سنگ وجود پیدا میکند[١] .
لازمه نظر متکلمین، شیخ و مرحوم آخوند یکی است :
حرکت قسری اگر به مانع برنخورد، إلی الأبد ادامه پیدا میکند
حال اگر ما بخواهیم نظریه متکلمین را بپذیریم لازمه نظریه آنها ـ همان طور که عرض کردم ـ این است که اگر ضربهای بر جسمی وارد شود و حرکتی ایجاد کند، به حکم اینکه حرکت مولِّد حرکت است، اگر این حرکت به مانعی برخورد نکند إلی الأبد دوام پیدا کند. تفسیر این نظریه به این شکل است که هر مرتبهای از حرکت علت مرتبه بعدی است،
[١] . اين مطلب كه از نفايس مطالب مرحوم آخوند است و در خيلی جاها هم نتيجه میدهد، بايد در جایخودش بحث شود. ايشان اينجا فقط اشاره به اين مطلب كردهاند.