درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٦ - فی تحقیق مبدأ الحرکة القسریة
حرکت طبعی، طبیعت (یا بگویید: طبع) میلی ایجاد میکند و آن میل همان است که این شئ را به طرف پایین میکشاند. شیخ میگوید: «در حرکت قسری، قاسر میل ایجاد میکند». پس در واقع طبق حرف شیخ منشأ، طبیعت نیست، بلکه یک میل است. او میگوید: همان طور که ممکن است طبیعت در اجسام میل ایجاد کند قوای بیرونی هم ممکن است در اجسام میلی ایجاد کنند. (این حرف شیخ امروز خیلی مورد توجه و تحسین است.) میگوید: شما وقتی با یک چوب ضربهای به یک توپ وارد میکنید، با این عمل یک میل و کشش و کیفیت و حالتی که با قوه لامسه ملموس است در آن ایجاد میکنید و آن کیفیت است که آن را به طرف بالا میکشد.
پس در واقع باید بگوییم شیخ در اینجا یک نظریه جدید دارد. او نمیخواهد بگوید «علت، طبیعت است» بلکه میخواهد بگوید: علت، میل است؛ یعنی در حرکت طبعی، طبیعت علت است برای میل و میل علت است برای حرکت، و در حرکتهای قسری، قاسر علت است از برای میل قسری و میل قسری علت است از برای حرکت. ولی حکمای دیگر میگویند: خود طبیعت علت است از برای حرکت.
نظر مرحوم آخوند
مرحوم آخوند در اینجا نظریهای دارد که اگرچه به نظریه شیخ و سایر حکما نزدیک است ولی باید آن را نظریه دیگری که مکمل این دو نظریه است تلقی کرد. ایشان به حکم اینکه از یک طرف تغییر و تبدل در جوهر را جائز میداند و از طرف دیگر قائل به اصالت وجود است معتقد است که اجتماع طبایع و ماهیات متعدد در وجود واحد مانعی ندارد[١] (یعنی مانعی ندارد که شئ واحد در آنِ واحد مصداق دو ماهیت مختلف باشد[٢] )؛ میگوید: وقتی که بر این سنگ ضربهای وارد میکنیم این سنگ در حالی که طبیعت خودش را دارد، طبیعتش به طبیعت دیگری متحول و متغیر شده است و در این حال دو طبیعت دارد. مثلا
[١] . در مباحث حركت جوهريه اين مطلب را بيان كرديم و بعدا در مباحث اتحاد عاقل و معقول هم بيانخواهيم كرد.
[٢] . يعنی میگويد: مانعی ندارد كه يك شیء در همان حال كه آهن است آتش يا طلا هم باشد؛ البته اينكه میگويد «طلا هم باشد» به اين معناست كه آنچه كه به خصوصيتهای ماهوی طلا مربوط است دراين هم صدق كند. اين مطلبی است كه بايد به تفصيل در جای ديگر ذكر كنيم.