درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥ - فی تحقیق مبدأ الحرکة القسریة
میبرد مثل آتش و هوا. این در مورد اجسامی بود که مبدأ میل مستقیم در آنها هست، اما آنهایی که مبدأ حرکت غیر مستقیم یا حرکتهای غیر أینی مثل حرکت وضعی یا کیفی در آنها هست، إلی ما شاء الله است، مثل حرکتهایی که در نباتات است.
این آقایان میگویند: وقتی شما ضربهای بر جسمی وارد میکنید این ضربه شما علتِ علت حرکت است نه علت خود حرکت؛ یعنی این ضربه روی آن طبیعت خاصی که همراه هر جسمی است، تأثیر میگذارد. اثر این ضربه این است که طبیعت را به شکلی درمیآورد و در آن اقتضایی ایجاد میکند که این حرکت را ادامه بدهد. بنابراین وقتی شما سنگی را از بالا رها میکنید این، طبیعت سنگ است که آن را پایین میآورد، وقتی هم که سنگ را به طرف بالا میاندازید باز هم طبیعت سنگ است که آن را بالا میبرد، منتها طبیعت سنگ را اگر به حال خود بگذارید (یعنی: لو خُلّی و طبعه) پایین میآید، اما اگر ضربهای بر آن وارد کنید تغییری و اقتضایی در آن به وجود میآید که آن را به طرف بالا میکشد.
نظر بوعلی
این، نظریهای بود که حکما قبول کردهاند. آنوقت خود حکما در اینجا اختلافی دارند. اگر یادتان باشد قبلا عرض کردیم که شیخ در باب حرکات به چیزی قائل شده است که اسم آن را «میل» گذاشته است، گو اینکه خواجه در شرح اشارات و نیز خود مرحوم آخوند در اسفار میگویند «میلی که شیخ در اینجا گفته، همان «اعتماد» است که متکلمین گفتهاند و اصل این نظریه متعلق به متکلمین است» ولی ظاهرا آنچه متکلمین میگویند با آنچه شیخ میگوید فی الجمله فرق میکند گرچه ممکن است منشأ الهام شیخ همان حرف متکلمین باشد.
به هرحال شیخ میگوید: وقتی که شیئی حرکت میکند چه به حرکت طبیعی و چه به حرکت قسری، غیر از خود این جسم و طبیعت این جسم که جوهر است یک کیفیت ملموس هم در آن پیدا میشود که این کیفیت همان فشاری است که آن را احساس میکنیم. وقتی شما دستتان را زیر جسمی میگذارید که از بالا به پایین میآید کیفیتی را لمس میکنید به نام «فشار» یا «میل». شیخ میگوید: در حرکات طبعی، طبیعت، منشأ یک میل میشود و میل منشأ حرکت میشود. (قبلا عرض کردیم این اصطلاحات در کلمات حکما مخلوط میشود. اگر بخواهیم اصطلاحات مخلوط نشود بهتر است در مقابل «قسری» کلمه «طبعی» را به کار ببریم و در مقابل «ارادی» بگوییم «طبیعی».) پس در