درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٩
بنابراین جسم عدیم المعاوق چه چیزی را اقتضا دارد؟ در اینجا قوه محرکی است و جسم متحرکی، قهرا همان چیزی که اقتضای محرک و متحرک است، یعنی حد اکثر سرعت که حد معینی از سرعت است، واقع میشود.
پس در جواب اینکه پرسیدید: مقصود «لا مع حد من السرعة» است یا «مع قطع النظر عن السرعة»؟، میگوییم: نمیگوییم حرکت مقتضی است، بلکه میگوییم محرک و متحرک قطع نظر از معاوق، مقتضی است و حرکت، مقتضا، ولی آن حرکتِ مقتضا نوع خاصی از حرکت است، یعنی حرکت با سرعت معین. پس بیان شما در اینجا تمام نیست.
جواب اول از اشکال به بیان مرحوم آخوند
حال مرحوم آخوند میتواند اینجا به ما جواب بدهد. یک جواب همان جوابی است که خود ما قبلا از طرف این آقایان ذکر میکردیم؛ میتواند بگوید: لازمه حرف شما این است که جنس اقتضای فصل داشته باشد.
اشکال به این جواب
جواب این جواب، واضح است. این اشکال، به تقریر خود این آقایان ]از این مطلب که «حرکت مستدعی زمان است»[ وارد است، نه به تقریر ما. کسانی که میگفتند «حرکت اقتضای زمان دارد» اگر مقصودشان این بود که حرکت اقتضای حد معینی از سرعت را دارد، معنایش این بود که جنس اقتضای فصل دارد، و این واقعا حرف غلطی است. ولی ما مطلب آنها را طور دیگری تقریر کردیم.