درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٣ - فی أنّ کل حرکة مستقیمة فهی منتهیة إلی السکون
ولی بوعلی نظریه دیگری ابراز کرد و قائل به چیز دیگری شد که آن چیز علت متوسط میان طبیعت و آثار طبیعت است. او به یک کیفیتی قائل شد که اسم آن را «میل» گذاشت و گفت علت بلاواسطه حرکات (اعم از حرکت مکانی و حرکتهای کیفی و حرکتهای کمّی و...) آن چیزی است که من به آن «میل» میگویم و «میل» جوهر نیست بلکه عرض است و از مقوله کیف هم هست. او گفت: وقتی شیئی حرکت میکند یا میخواهد حرکت کند و شما دستتان را در مقابل آن قرار میدهید و احساس یک فشار میکنید که محسوس است، آن فشاری که شما احساس میکنید یک کیفیت ملموس در این شیء است و این همان میل است[١] . این میل منشأ حرکت است. طبیعت میلی در اشیاء ایجاد میکند و این میل است که حرکتها را در اشیاء به وجود میآورد. پس فاعل بلاواسطه میل است.
البته بوعلی فقط کلمه «میل» را گفته و زیاد در اطرافش بحث نکرده است به طوری که فخر رازی گفته[٢] : این که بوعلی میگوید، فقط در حرکات مکانیه صدق میکند ولی در غیر حرکات مکانیه صدق نمیکند. مرحوم آخوند میگوید: این حرف فخر رازی مناقشه لفظی است و انسان عالم نباید خودش را به لفظْ بازی قانع کند.
خلاصه حرف بوعلی این است که در تمام حرکات کیفیتی وجود دارد که علت مستقیم آن حرکت است، حال این کیفیت را میخواهید در یک جا «میل» بنامید و در جای دیگر چیز دیگر، ولی به هر حال چنین کیفیتی وجود دارد. لذا خود مرحوم آخوند در مباحث جواهر و اعراض که بحث مفصلی راجع به «میل» دارد بحث را به گونهای مطرح میکند که در تمام حرکات «میل» وجود دارد و حتی در یک جا تصریح میکند که در حرکت جوهریه هم چیزی نظیر میل وجود دارد.
اینجا بوعلی بنا بر نظریه خودش (نظریه میل) میگوید: چون هر حرکتی معلول یک میل است و حرکت در دو جهت مختلف محال است که میل واحد داشته باشد، ]پس برای حرکت در دو جهت مختلف[ باید دو میل مختلف وجود داشته باشد؛ یعنی اگر سنگی به طرف بالا میرود یک میل است که آن را به طرف بالا میکشد، و وقتی که به طرف پایین میآید آن میل تمام میشود و میل جدیدی به وجود میآید که آن را به طرف پایین
[١] . اين معنا به معنای جاذبه كه امروز میگويند، خيلی نزديك است ولی درواقع اعم از جاذبه است؛چون جاذبه فقط در رابطه مكانی اشياء است.
[٢] . بعدا در همين كتاب اين مطلب را نقل میكنند.