درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٣
این برهانی است که اینجا اقامه کردهاند و عین همان برهانی است که در باب امتناع خلأ اقامه شده است و نظیر همین اشکالاتی که در اینجا هست در آنجا هم شده است.
اشکال اول
یک اشکال این است: شما در اینجا مغالطه کردید. شما در این دلیل میگویید «فرض این است که عدیمالمیل این مسافت را در یک ثانیه طی کرده». پس معلوم میشود «یک ثانیه» زمانی است که به هر حال حرکت این جسم به آن احتیاج دارد و هیچ ربطی به معاوق ندارد. معاوق قوی که مدت حرکت را ده ثانیه کرده است همه ده ثانیه مربوط به معاوقت نیست، بلکه یک ثانیه مربوط به اصل حرکت است و نُه ثانیه دیگر مربوط به معاوقت معاوق. وقتی که نه ثانیه مربوط به معاوقت باشد، اگر ذی المعاوق الضعیف (جسم ج) مقدار معاوقتش عُشر معاوقت ذی المعاوق القوی (جسم ب) باشد به این معناست که معاوقتش عُشر از نُه تاست، نه عُشر از ده تا؛ یعنی ذی المعاوق الضعیف باید مدت زمانش یک ثانیه باشد به علاوه یک دهم از نُه ثانیه. بنابراین لازم نمیآید که عدیم المیل با ذیالمعاوق برابر باشند.
این ایرادی است که به این برهان گرفته شده و ایراد نسبتا قویی هم هست و مرحوم آخوند هم در حرفهای بعدشان به این ایراد توجه دارند.
اشکال دوم
به شکل دیگری هم میشود ایراد گرفت که البته کسی به این شکل ایراد نگرفته است. آن شکل دیگر این است: بحث شما راجع به سه امر متناسب بود: زمان، مسافت و سرعت. ما در مورد این سه امر قبول داریم که اگر دو حرکت در دوتا از اینها متفق بودند در سومی هم متفقاند و اگر در یکی متفق بودند و در دومی به نسبت معین اختلاف داشتند، در سومی هم به همان نسبت اختلاف دارند. ما این را قبول کردیم، ولی آنچه شما در مقام مثال آوردید این نیست. شما در مقام مثال گفتید: «اگر دو حرکت مسافتشان یکی باشد» و بعد نگفتید در زمان یا سرعت به نسبت معین اختلاف داشته باشند، بلکه امر چهارمی را بیان کردید که همان معاوق بود. معاوق جزء ثلاثه متناسبه نیست. آنچه شما در مقدمه گفتید ـکه مقدمه درستی هم بود ـ این بود که «اگر دو حرکت در یکی از این ثلاثه متناسبه متفق بودند و در دومی اختلاف داشتند، در سومی هم به همان نسبت اختلاف دارند» ولی در